تماس با من

من فقط با 2 میلیون تومان شروع کردم

شغل الان من

سلام خیلی از دوستان کنجکاو بودن که من الان چیکار می کنم و شغل اصلیم چیه و برخی اظهار ناراحتی می کردن که چرا به نظراتشون پاسخ نمی دم که از این بابت ازشون معذرت می خوام چون واقعا وقت آزاد ندارم و کاری رو شروع کردم که کل وقتمو گرفته

این شغلیه که من به همراهی و کمک همسرم شروع کردم و با وجود اینکه با مشکلات بسیار زیادی مواجه شدم و تجارب بزرگی به دست آوردم ولی باید ادامه می دادم.

و اما

دلیل اینکه این شغل من و به سمت خودش کشوند و منو قانع کرد که انتخابش کنم این بود که :

چند سال پیش من و همسرم تقریبا هفته ای یه بار فست فود های مختلفی می رفتیم  از جمله پدر خوب - دلستان - توسکا و ... و معمولا از پیتزاهاشون برای شام سفارش می دادیم آخه ما پیتزا خیلی دوست داریم  تا اینکه تو همون دوران نامزدی یه شب شام خونه پدر خانومم دعوت بودم همسرم تصمیم داشت که منو سورپرایز کنه و اینطوری شد که من اولین پیتزای دست پخت همسرم رو خوردم و واقعا در مقایسه با فست فود هایی که رفته بودم بهترین پیتزایی بود که خوردم و از اون به بعد دیگه کم کم پیتزاهای همسرم شد جایگزین معروف ترین فست فود های شهرمون. چون هم از اونها خوشمزه تر بود هم از نظر مالی به صرف تر

جریان فست فود قبلی رو فکر کنم می دونین و قبلا تو پست تجربیات من 1  دلایلی که باعث شد اون مغازه رو جمع کنم رو خوندین

ولی با توجه به شرایط جدیدی که داشتم و تجربیاتی که به دست آوردم و میزان سرمایه ای که برام مونده بود این کار جدید رو با ایده ها و سیاستهای کاری جدید (کیفیت عالی با قیمت مناسب) شروع کردم.

حتما بیاین از یتزاهامون امتحان کنین مطمئن باشین که یه بار امتحان کنین مشتری دائمیمون میشین.

اگه از مطالب وبلاگم خوشتون اومد بیاین پیتزاهای من و همسرمو امتحان کنین.

تبریز خیابان بهار اوایل خیابان شهید ثابتی پیتزا ققنوس

 

از دوستانی که تا الان لطف کردن اومدن مغازه واقعا سپاسگزارم و خوشحالم که به نوشته هام اهمیت دادن. 

ضمنا مغازه ای که الان فعالیت می کنیم حدود ۱۵ متره یعنی کوچیکه.

از همتون متشکرم .

 



تاريخ : یکشنبه سی و یکم فروردین 1393 | | نویسنده : امیر حسین |

 

به نظر شما با 5 میلیون تومان چه کسب و کار پر سودی رو میتوان راه اندازی کرد ؟؟؟؟ 

 

دلالی . البته اصلا بد برداشت نکنین ها . باور کنین واردات و فروشندگی هم یه جور دلالیه . اما دلالی موفق ( اسمشو بذاریم واسطه گری که به امثال خودم هم بر نخوره ... دی: ) اینه که اطلاعات دست اول و درست داشته باشی . بدونی چی بخری ، از کجا بخری ، چه جوری بخری ، با کی ارتباط برقرار کنی تا بخری .... و به کی و کجا بفروشی ...

بهترین سیستم هم اینه که اصلا نخری ، اول بفروشی ( چکی یا قراردادی یا با حریص کردن خریدار ) و بعد بخری . اونم نه با پول بلکه با قول و قرار و وام و ...

سخته اما برای فروش با واردات دو سه میلیون کالا از خارج و حتی صادرات کمی جنس از ایران میشه شروع کرد . کم کم باید بزارین تو کار پس انداز پول بصورت املاک و زمین و همچنین سرمایه گزاری تو کارهای پر ریسک و پرسود دیگه 0 البته فقط با سود کار اولتون نه با همه ی سرمایه ) . پس انداز تو ملک هم خودش سه تا سود داره : 1 - اصل پولتون حفظ میشه و امکان سوختش نزدیک صفره ( مگر اینکه ملکتون توقیف بشه یا کسی روش دست بذاره ) 2 - تو زمان مناسبی قیمتش بالا میره و حتی اگه درست اقدام کنین چند برابر میشه 3 - میشه دوباره باهاش وام گرفت و با بهره بانکی کم ، به میزان نصف پس اندازتون که تبدیل به ملک شده ، پول ریخت تو کار و کسب ...

این سیستمیه که وقتی 17 ساله بودم از یک مولتی میلیاردر تهرانی به نام آقای قریشی یاد گرفتم و البته سالها هم تست و خطا و آموزش رو امتحان کردم . بارها زمین خوردم و از صفر شروع کردم . تا اینکه الان خدا رو شکر اول جوونی به حدی رسیده ام که خیلی از کارهای روزمره و معمولی ام برای هم سن وسالهام و حتی کسانی که 10 ، 20 سال از من بزرگترند ، آرزوست .

برای خواندن ادامه به ادامه مطلب مراجعه فرمایید ...

 

 

 نظرات اين پست بدون نياز به تاييد جهت استفاده عموم آزاد است

نظرات آزاد

 

جهت همفکری

لطفا به همدیگر کمک کنیم. با تشکر

 

 

 

بهترین نظرات این پست کاربران در ادامه مطلب ...



 



 



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه بیستم بهمن 1392 | | نویسنده : امیر حسین |

راز موفقیت کسب و کارهای کوچک

 تمام آن هایی که پولدار شده اند از روز اول این همه سرمایه نداشتند و با استفاده از ذهن اقتصادی خود پول زیادی به دست آورده اند.

بعضی کارها هستند که حتی بدون سرمایه اولیه می شود انجام شان داد اما لازمه آن تحقیق کردن، وقت گذاشتن و مهم تر از آن عجول نبودن است. پس نگران نباشید، کمی وقت بگذارید و فرصت های شغلی منطقه زندگی خود را بشناسید. به دنبال نیازهای منطقه بگردید. برای این کار باید مدتی در محل زندگی تان بچرخید و درددل های کسبه و مشتریان را بشنوید.

مطمئن باشید این روزها همه به دنبال یک گوش شنوا می گردند، ایده های شما از همین درددل ها بیرون می آیند، ما هم از همین درددل ها و تجربه هایی که در از کارشناس و استادهای فن پرسیدیم به نتایج جالبی دست پیدا کردیم. شاید از نظر شما ۳۵ میلیون تومان، پول زیادی برای سرمایه گذاری کردن نباشد اما باور کنید به جای این که با این پول و به اضافه پول وامی که از بانک مسکن می گیرید، بروید و دنبال خانه باشید، می توانید نهایت سودآوری را از این سرمایه به ظاهر کم داشته باشید. ۳۰ میلیون تومان سرمایه زیادی است؛ به شرط این که قدرش را بدانید و در راه مناسبی سرمایه گذاری کنید.

ما برای شما پیشنهادهایی را ارائه می دهیم که هرچند صد درصد تضمین سود آوری را نمی دهند اما از آزمون و خطای دیگران با سربلندی بیرون آمده اند. در حقیقت آنچه در این گزارش می خواهیم بگوییم، حاصل تجربه کسانی است که با همین سرمایه شروع به کار کرده اند. به هر حال یادتان باشد که شما ۱۰۰ میلیون هم پول داشته باشید و بهترین شیوه سرمایه گذاری را هم بدانید، اگر دانش کافی آن کار و تجربه در آن زمینه را نداشته باشید، فرصت ها، محدودیت ها و رقبای آن بازار را نشناسید نه تنها سود نمی کنید، بلکه سرمایه اولیه خود را هم بر باد می دهید.

۱. بیاموزید و آموزش دهید

اگر تخصص و سواد کافی برای انجام برخی از فعالیت های اقتصادی را ندارید، نگران نباشید. در نخستین قدم کمی درباره کارهایی که به تخصص کمتر و مکان محدودتر نیاز دارند، تحقیق کنید. در این تحقیق خود به مقوله سود و فروش خوب دقت کنید. قسمت کمی از سرمایه تان را صرف پرداخت هزینه های کلاس های تخصصی کنید و حرفه ای را بیاموزید. به طور مثال، طلا سازی یاد بگیرید و بعد یک کارگاه طلاسازی بزنید یا مدتی در همین شغل کارکنید و بعد از چند سال که مهارت لازم را کسب کردید با سرمایه تان یک کارگاه راه بیندازید یا یک کلاس آموزشی.

 به هرحال می توانید دنبال هر هنری که دوست دارید بروید، بیاموزید و سپس با همین سرمایه یک دفتر کوچک اجاره کنید و هرچه مهارت کسب کرده اید را آموزش بدهید. این مطمئن ترین روش است و شما درصورت موفق نشدن، هیچ ضرری نکرده اید. البته یک راه ساده تر هم وجود دارد که سود خوبی دارد و با این سرمایه به راحتی می شود، راه انداخت. مهم ترین موضوع این است که بدانید چه راه هایی برای سودآوری شما وجود دارد و آن را راه بیندازید. برای قدم اول سری به خیابان انقلاب بزنید و دقت کنید که مغازه هایی که به تکثیر، چاپ، تایپ و... مشغول هستند و تعدادشان هم بالاست، همیشه شلوغ هستند.

 این کار سرمایه زیادی نمی خواهد و سود خوبی هم دارد. فقط کافی است اگر با کامپیوتر و برنامه آفیس و فتوشاپ آشنایی ندارید به یک دوره کلاس آفیس بروید. کارکردن با دستگاه کپی هم کار سختی نیست. شما می توانید روزانه بیش از ۱۰۰ هزار تومان درآمد داشته باشید، به خصوص اگر محل کارتان در مکان مناسبی مثلا نزدیک مدرسه یا دانشگاه باشد.

۲. به دنبال مجوز باشید

اگر ایده خاصی به ذهن تان نمی رسد، می توانید از ایده دیگران استفاده کنید و درصد ایده آن ها را سر هر ماه بپردازید. مثلا می توانید یک گشتی در شهر بزنید و فهرستی از رستوران های کوچک اما معروف را تهیه کنید. در این زمینه رستوران های بین المللی که زیاد گران نیستند مثل رستوران های عربی یا ترکی مناسب هستند.

 شما می توانید مجوز راه اندازی یک شعبه را از آن ها بگیرید و ماهانه درصدی از سودتان را به آن ها بدهید. یا می توانید مجوز پیک موتوری بگیرید. تا جایی که می دانیم «پیک بادپا» که در حال حاضر از معتبرترین پیک هاست، این فرصت را در اختیار متقاضیان می گذارد. خب برای این کار فقط کافی است تا مکانی را اجاره کنید و چند پیک موتوری استخدام کنید و البته بیمه اجناس هم فراموش نشود. گرفتن نمایندگی فروش شارژ ایرانسل یا همراه اول و فروش اینترنت پرسرعت نیز گزینه های بعدی هستند که با ریسک پایین تری همراه هستند.

۳. تولیدی راه بیندازید

سرمایه افراد از یک حدی که بالا می رود دوست دارند برای خودشان کسب و کاری راه بیندازند و به اصطلاح خودشان آقای خودشان باشند اما این کار به این سادگی ها نیست و بدون تجربه و دانش کافی نه تنها سودآوری ندارد بلکه ممکن است سرمایه خودتان هم از دست برود. برای مثال خیلی ها دوست دارند تولیدی راه بیندازند، به خصوص آن هایی که مکانی هم برای این کار در اختیار دارند و نیازی نیست تا اجاره محلی برای راه اندازی تولیدی را بدهند. ما به شما پیشنهاد می کنیم اگر که جایی مناسب برای این کار دارید پس از به دست آوردن دانش و تجربه کسب و کار کوچکی راه بیندازید.

 بهتر است سراغ کارهای خیلی سخت نروید و مهم تر از همه این که فرصت های محل زندگی تان را بشناسید. شما می توانید کارگاه تولید جوراب زنانه راه بیندازید که همیشه بازار خودش را دارد. شما با خریدن چند ماشین ساده جوراب بافی، می توانید جوراب های زنانه را به سادگی تولید کنید. جوراب های زنانه به دلیل مصرفی بودن شان، قیمت مناسب آن و نوع مشتری همیشه بازار پر فروشی دارد و ضمن این که کار کردن با این ماشین ها بسیار ساده است و قطعات یدکی آن هم به وفور در کشور موجود است و اگر دستگاه خراب شود یک تکنسین داخلی هم می تواند آن را تعمیر کند. جالب است بدانید که ممکن است کارتان بگیرد و حتی به کشورهای همسایه صادرات هم داشته باشید.

بله، در حال حاضر جوراب هایی که با نام « پارازین » تولید می شوند به برخی از کشورهای همسایه صادر می شوند. شما می توانید روزانه حداقل ۱۰۰ هزار تومان از این کار درآمد داشته باشید پس بهتر است تحقیقات کافی انجام بدهید و اگر بازار را مناسب دیدید، برای گرفتن مجوز به صنف جوراب بافان بروید. باور کنید اگر کمی تحقیق کنید، کارهای ساده تر و پرسودتری هم پیدا می کنید.

۴. مواد غذایی همیشه پرسود است

از آنجایی که خوراک از نیازهای اولیه هر انسانی است پس در هر شرایطی باید این نیاز برآورده شود. به خاطر همین نیاز ساده، این شغل و هر حرفه ای که با مواد غذایی در ارتباط است، همیشه بازار خودش را دارد و سود بالایی هم دارد. اشتباه نکنید، منظور ما این نیست که بروید و یک کارخانه مواد غذایی راه بیندازید، کمی بیشتر فکر کنید. شما می توانید به خدمات جانبی که کارخانه های مواد غذایی نیاز دارند هم فکر کنید و روی آن ها سرمایه گذاری کنید.

به طور مثال این روزها صنعت بسته بندی از خود مواد غذایی هم بیشتر اهمیت دارد و مردم بیشتر جذب بسته بندی های خاص و متفاوت می شوند. بهتر است به دنبال یک یا چند ایده خوب باشید و در یک کارگاه کوچک به بسته بندی با طراحی های مخصوص خودتان بپردازید. ایمان داشته باشید که اگر در این کار خلاقیت به خرج دهید در کمتر از یک سال فرد ثروتمندی می شوید. این روزها به راحتی می توان با استفاده از ظرفیت خالی کارخانه ها یا کارگاه ها یی که پروانه بهداشت دارند، حبوبات و ادویه جاتی مثل فلفل، دارچین، زردچوبه و... را به صورت سفارشی تحویل گرفت و آن ها را با بسته بندی های خود و با برند خاص خودتان در بازار خاصی چون پادگان ها، دانشگاه ها، بیمارستان ها و... توزیع کرد.

البته ممکن است کارتان حسابی بگیرد و از یک کارخانه بزرگ، سفارش بسته بندی محصولات شان را بگیرید. هر گاه گذرتان به میدان راه آهن افتاد، حتما یک سری به مغازه های ظروف یک بار مصرف بزنید و سر صحبت را با مغازه داران این حرفه باز کنید. آن ها تنها صنفی هستند که همیشه بازار خاص خودشان را دارند و نگران مشتری و ضرر کردن نیستند. به گفته آن ها در این حرفه سودآوری حتمی است به شرط این که بتوانید نبض بازار را در دست بگیرید.

۵. یک بوتیک و یک مشاور برندینگ لازم است

ما ایرانی ها به سوی هر ایده ای که جالب باشد، ناخود آگاه جذب می شویم و به قول معروف؛ حسابی هم جوزده می شویم. شما باید به دنبال یک ایده تک باشید. حتما داستان صاحب اصلی « هایدا » یا « آیس پک » را بخوانید. آن ها دانشجویان معمولی بودند که با یک ایده جدید که اتفاقا خیلی هم کم خرج بودند، امروزه به دسته میلیاردرها پیوسته اند. اگر راهنمایی ما را می خواهید که باید بگوییم ایده شما بهتر است در راستای خوراکی هایی باشد که اتفاقا ارزان باشند، خاص باشند و اسم زیبایی هم داشته باشند.

 مثلا ذرت مکزیکی هم ایده جدید بود، هم اسم زیبایی داشت و هم قیمت آن مناسب بود که این روزها این همه طرفدار دارد. بعد از خوراکی، خدمات پوشاک نیز ایده مناسبی است به خصوص برای افرادی که دنیای مد را خیلی خوب می شناسند. البته منظور ما راه انداختن یک بوتیک صرف نیست بلکه شما باید ایده خاصی هم داشته باشید. به طور مثال می توانید از یک کارشناس برندینگ مشاوره بگیرید و به مشتریان خود بگویید که شما یک طراح مد دارید که به آن ها مشاوره می دهد.

باور کنید این ایده جالبی است که می تواند فروش شما را تا بیش از ۵۰درصد افزایش بدهد. یادتان باشد که جوان ها از هیچ چیزی بیش از مشاوره گرفتن در امر مد و پوشاک خوشحال نمی شوند و این گونه برای سوال همیشگی شان یعنی؛ چی بپوشم؟ این مدل به من می آید؟ حالا باید با چی ست بکنم؟ و... جواب مناسبی پیدا می کنند.

۶. کسب و کارهای کوچک پرسود

تمام آن هایی که پولدار شده اند از روز اول این همه سرمایه نداشتند و با استفاده از ذهن اقتصادی خود پول زیادی به دست آورده اند. باید پرس و جو کنید و ببینید در محل یا شهر شما چه کاری بازده و سود بیشتری دارد اما همیشه یکسری شغل ها به اقتضای زمانه شکل می گیرد که ریسک کمتری دارد و درآمد خوبی هم نصیب افراد می شود. برای مثال می توانید با این پول نمایندگی ایرانسل و فروش شارژ بگیرید یا این که از مخابرات شهرتان نمایندگی فروش اینترنت پرسرعت بگیرید.

 بیلیارد و تفریحاتی از این قبیل هم با استقبال جوانان روبه رو می شود. یک کار پرسود تر این است که شما بوفه یک مکان ورزشی، بیمارستان، فرهنگسرا، مدرسه، دانشگاه و امثال این مکان ها را اجاره کنید. اغلب این مکان ها با قیمت مناسبی اجاره داده می شوند و فروش بسیار خوبی هم دارند.



تاريخ : شنبه بیست و نهم مهر 1391 | | نویسنده : امیر حسین |
ایده های کلی

1- نگذارید روزتان بدون پرداختن به حداقل یک فعالیت بازاریابی شب شوم.

2- درصدی از درآمد ناخالص خود را به عنوان بودجه سالانه بازاریابی تعیین کنید.

3- هر سال اهداف خاص بازاریابی را تعیین و هر سه ماه یک بار آنها را ارزیابی و تنظیم کنید.

4- یک پوشه برای نگهداری ایده های بازاریابی اختصاص دهید.

5- هر روز و هر ساعت کارت ویزیت را همراه تان داشته باشید.

6- یک سنجاق سینه شخصی با آرم شرکت تان طراحی کنید و در جلسات به کت خود بزنید.






بازار هدف


7- نسبت به تحولاتی که شاید روی بازار هدف، محصول یا استراتژی بازاریابی شما تاثیر بگذارد، هوشیار باشید.

8- مطالعات تحقیق بازاریابی درباره حرفه، صنعت، محصول و گروه های بازار هدف خود را بخوانید.

9- آگهی های رقبای خود را گردآوری کنید و با مطالعه آنها، اطلاعاتی درباره استراتژی، ویژگی ها و مزایای محصولات آنها به دست آورید.

10- از مشتریان بپرسید چرا شما را انتخاب کردند و خواستار توصیه هایی برای بهبود کیفیت شوید.

11- از مشتریان سابق بپرسید چرا شما را رها کردند.

12- بازار جدیدی شناسایی کنید.

13- به یک فهرست پستی مربوطبه حرفه تان بپیوندید.



توسعه محصول


14- یک خدمت، تکنیک یا محصول جدید ارائه دهید.

15- نسخه ای ساده تر، ارزان تر یا کوچک تر از محصول یا خدمت خود پدید آورید.

16- نسخه ای شکیل تر، گران تر، سریع تر یا بزرگتر از محصول یا خدمت خود ارائه دهید.

17- خدمات خود را به هنگام کنید.







آموزش، منابع و اطلاعات


18- یک تیم مشاوره در زمینه بازاریابی و روابط عمومی مرکب از همکاران و صاحبان کسب و کارهای مشابه را گرد هم آورید و به تبادل اندیشه و مسائل صنفی بپردازید.

19- برای کارکنان خود یک صندوق پیشنهادات بگذارید.

20- در سمینارهای بازاریابی حضور یابید.

21- کتاب های بازاریابی را بخوانید.

22- مشترک نشریات مکتوب و اینترنتی بازاریابی شوید.

23- هر ماه یک جلسه بازاریابی با کارکنان خود بگذارید تا درباره استراتژی و وضعیت بازار بحث کنیدت و ایده های تازه بگیرید.

24- به انجمن یا سازمان های مرتبط با حرفه تان ملحق شوید.

25- یک پوشه را برای یافتن طراح، نویسنده وسایر حرفه ای های بازاریابی کنار بگذارید.

26- یک مشاور بازاریابی جهت همفکری استخدام کنید.

27- «سفری خلاق» به شه ریا کشوری مترقی داشته باشید تا تکنیک های بازاریابی آنجا را یاد بگیرد.



قیمت گذاری و پرداخت


28- ساختار قیمت گذاری تان را تجزیه و تحلیل کنید و ببینید کجای آن نیاز به اصلاح و تنظیم دارد.

29- به مشتریان امکان دهید با کارت اعتباری پرداخت کنند.

30- به مشتریان ثابت، تخفیف دهید.

31- شگردهای معامله پایاپای را بیاموزید. به اعضای برخی باشگاه ها، گروه های حرفه ای و سازمان ها در مقابل تبلیغ محصولات و خدمات شما در نشریاتشان تخفیف بدهید.

32- برای «پرداخت های سریع» و نقد، تخفیف قائل شوید و از مشتریان ثابت به صورت قسطی پول بگیرید.



ارتباطات بازاریابی


33- برای مشتریان کنونی و بالقوه تان یک خبرنامه منتشر کنید.

34- بروشوری از محصولات و خدماتتان را چاپ کنید.

35- همراه بروشورهای خودیک برگه نظر سنجی بگنجانید که پول تمبرش را پرداخته اید. بدین ترتیب می توانید بازخورد ارزشمندی از مشتریان دریافت کنید.

36- یادتان باشد کارت ویزیت درون جعبه کارایی ندارد، حتما آن را پخش کنید. به هر مشتری بالقوه دو کارت ویزیت و بروشور بدهید تا یکی را نگه دارد و دیگری را به دوستانش بدهد.

37- برای هر کدام از بخش های بازار هدفتان یک کارت ویزیت و بروشور خاص طراحی کنید، (مثلا یکی برای سازمان ها و نهادهای دولتی و یکی برای کاسب و کارها و مصرف کنندگان)


38- یک پوستر یا تقویم با آرم شرکت تان چاپ کنید و به مشتریان هدیه بدهید.

39- روی سر برگ، برگه های فاکس یا صورتحساب، شعار یا جمله ای در وصف فعالیت خود به چاپ برسانید.

40- در بروشورهای خود نظرات مثبت مشتریان درباره کالا و خدمات خود را به چاپ برسانید.

41- یک فهرست پستی جدید را امتحان کنید. اگر به ثمر ننشست، آن را به فهرست های کنونی پست مستقیم خود بیفزایید یا به فکر کنار گذاشتن فهرستی بیفتید که توقعات شما را برآورده نمی کند.

42- برای بازاریابی به شیوه پست مستقیم از پاکت های رنگی یا بزرگ استفاده کنید یا نامه هایی را روی کاغذ سفید بدون خط بفرستید تا کنجکاوی گیرنده را برانگیزد.



رابطه با رسانه ها

43- از انتشارات نشریات جدید متوجه شوید تا اخبر خود را به رسانه و فرد مناسب بفرستید.

44- در روزنامه های عادی یا اقتصادی و نشریات تخصصی مطلب بنویسید.

45- مقاله ای به قلم خود چاپ کنید و نسخه های آن را برای همکارانتان بفرستید.

46- در تنظیم اخبار فعالیت شرکت خود کوشا باشید و آنها را به موقع و چندین بار برای مطبوعات ارسال کنید.

47- یکصدمین، پانصدمین یا هزارمین مشتری خود را در مطبوعات معرفی کنید.

48- یک جایزه سالانه به راه اندازید و آن را در بوق و کرنا کنید.مثلا می توانید به بهترین کارمند سال شرکت یا سازمان خود جایزه بدهید.

49- در زمینه رسانه و روابط عمومی آموزش ببینید یا مطالبی درباره آن بخوانید.

50- در برنامه های رادیویی و تلویزیونی حضور یابید.

51- در مورد صنعت یا تخصص خود سفارش یک برنامه تلویزیونی بدهید و آن را به شبکه محلی خود بدهید تا به عنوان یک برنامه عادی پخش کند.

52- نامه ای به سردبیر روزنامه یا مجله محلی تان بنویسید و او را به ناهار دعوت کنید.

53- اخبار خود را همراه عکس مربوطه به مطبوعات بفرستید.

54- مرتبا روزنامه ها ومجلات را برای یافتن فرصت های روابط عمومی بخوانید.

55- برای مطبوعات مقالات «راهنما» درباره حوزه تخصصی کسب و کارتان بفرستید.

56- در صنعت خود تحقیق کنید و پس از کشف یافته ای مهم، آن را در اختیار مطبوعات بگذارید.



خدمات مشتری و رابطه با مشتری


57- از مشتریانتان بخواهید که بازگردند.

58- تماس های تلفنی مشتریان را بدون قوت وقت پاسخ دهید.

59- روی دستگاه پیامگیر تلفن، اطلاعات مهم مانند ساعات کار شرکت، مکان و فرد پاسخگو را ضبط کنید.

60- روی دستگاه پیامگیر تلفن، پیامی به یادماندنی یا «نکته روز» را ضبط کنید.

61- برای مشتریانتان نمایش یا هر رویداد جالب دیگر را سازماندهی کنید یا بلیت تئاتر و سینما و ... برای شان بفرستید.

62- در دفترتان با حضور مشتریان یک سمینار برگزار کنید.

63- تشکرنامه های دستنویس خوش خط برای مشتریان بفرستید. می توانید برای جشن تولدشان یا سایر مناسبت های سال، کارت تبریک ارسال کنید.

64- مقالات جالب را کپی کنید و همراه کارت ویزیت و بروشورتان برای مشتریان کنونی یا بالقوه بفرستید.

65- بخشی از وب سایت خود را به مشتریان اختصاص دهید.

66- گاهی دکور محل ملاقات خود با مشتریان را از نو طراحی کنید.



شبکه رابط ها و تبلیغ دهان به دهان


67- به یک اتاق بازرگانی یا سایر سازمان های مرتبط بپیوندید.

68- بروشور خود را برای اعضای سازمان هایی که عضویتشان را دارید، بفرستید.

69- در ایام تعطیل، میهمانی تجاری بگیرید.

70- پس از شرکت در یک همایش، برای شرکت کنندگان آن نامه بفرستید.





تبلیغات


71- در فصل هایغ اوج= فعالیت تجاری برای کسب و کارتان تبلیغ کنید.

72- یک شماره تلفن راحت و به یادماندنی بگیرید.

73- برای سایت اینترنتی خود، آدرس بیادماندنی انتخاب کنید و آن را در کلیه ارتباطات بازرگانی قید کنی
د.
74- از طریق پست مستقیم، کسب و کار خود را مشترکا با سایر حرفه ای ها تبلیغ کنید.

75- در یک دایرکتوری ویژه یا کتاب زرد تبلیغ کنید.

76- به منظور دستیابی به بازارهای خارجی، آگهی دو یا چند زبانه چاپ کنید. این آگهی را در نشریه ای پرمخاطب قرار دهید.

77- به مشتریان خود هدایای تبلیغاتی نظیر خودکار، پد ماوس یا ماگ بدهید.

78- درون پاکت نامه یا مرسولات پستی، چیزی برجسته بگذارید تا کنجکاوی گیرنده تحریک شود.

79- مقابل پیاده روی دفترتان به کمک لیزر یک پیام تبلیغاتی بتابانید.

80- برچسب های جالبی برای نصب روی شیشه اتومبیل طراحی و بین مشتریان توزیع کنید.

81- آگهی های خودرا کد گذاری و نتایجشان را دنبال کنید.

82- تابلو ساختمانتان وتابلوهای راهنمای داخلی و خارجی آن را بهبود ببخشید.

83- اگر فکر می کنید آرم شرکت شما منسوخ شده، آن را از نو رنگ آمیزی کنید.

84- حامی مالی یک مسابقه ورزشی یا برنامه رادیویی و تلویزیونی شوید.




رویدادهای ویژه


85- در نمایشگاه های مربوط به حرفه تان، حتما یک غرفه بگیرید.

86- همراه سازمان های غیرانتفاعی، مانند موسسات حمایت از کودکان معلول، اسپانسر یک برنامه یا ضیافت شوید.

87- در دبیرستان ها سخنرانی کنید وبه دانشجویان درباره حرفه آینده شان توصیه کنید.

88- خیابانی در منطقه جغرافیایی تان انتخاب و اعلام کنیدکه نظافت آن را سازمان یا شرکت شما برعهده می گیرد. رهگذران با دیدن نام وآرم شما، متوجه اقدام پسندیده تان خواهند شد.

89- بخشی از وقت و پول خود را به سازمان های خیریه یا غیرانتفاعی اختصاص دهید و نتایج آن را در مطبوعات به چاپ برسانید.

90- یک سی دی یا فیلم آموزشی درباره خدمات خود تهیه کنید.

91- کتاب تالیف کنید.



ایده های فروش




92- روزنامه ها ونشریات تخصصی را برای به دست آوردن فرصت های تازه تجاری و آگاهی یافتن از عزل و نصب های شرکت ها بخوانید.

93- شعارها و استراتژی های بازاریابی تان را به اطلاع وکیل، حسابدار، بانکدار، تعمیرکارغ وکانون تبلیغاتی تان برسانید و بدین ترتیب نیروی فروش خود را به رایگان گسترش دهید.

94- ساعات فعالیت خود را افزایش دهید.

95- حتی در ایام تعطیل گروهی را جهت ارائه خدمات به مشتریان اختصاص دهید.

96- نمونه های محصولات خود را در دفترتان به نمایش بگذارید.

97- به مشتریان سابق تلفن بزنید یا برای شان نامه بفرستید تا آنها را دوباره جذب کنید.

98- از طریق اینترنت سفارش بگیرید.

99- به مشتریان اینترنتی خود اطمینان دهید که سیستم امنیتی سایت شما قابل اعتماد است.

100- از زمان پاسخگویی به سفارش ها بکاهید و روند سفارش مجدد را تسهیل کنید.


تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 | | نویسنده : امیر حسین |
با سلام

این تجربه ها برای کسانی که می خوان مغازه باز کنن میتونه مفید باشه.


1- اول تحقیق کن ببین واسه مغازه ای که می خوای باز کنی مینیمم شروع کار
چنده واسه هر مغازه ای فرق می کنه مینیمم هزینه شروع کار برای لباس فروشی
با خدمات کامپیوتری و لوازم آرایشی و ... فرق می کنه هیچ وقت با پول کمتر
از مینیمم شروع نکن  به احتمال زیاد ورشکست می شی
2- با مینیمم کار را شروع کردن سخته به احتمال زیاد ورشکست بشی پس با
مینیمم شروع نکن 2 برابر مینیمم خوبه
3- مغازه باید پر از جنس باشه طوریکه قسمتی از  مغازه خالی نمونه هییچ
جاش ! پس اگه جنساتو توی مغازه چیدی و دیدی جای خالی هست و پول هم نداری
که جنس بخری پس سرمایت کافی نبوده و اون قضیه مینیمم و بیشتر را رعایت
نکردی
4-همیشه به روز باش توی جنس های مغازت خیلی مهمه جنس جدید مشتری بیشتر و فروش بیشتر
5-به بیرون مغازت زیاد برس مردم اول بیرون را می بینن بعد می یان داخل
مغازه سر در شیک بزن و ویترین درست حسابی در این قسمت خساست به خرج نده
که ضرر می کنی
6- یادم رفت بگم مغازتو جای کم رفت و آمد نگیر که هرچقدر جنست خوب هم
باشه فروشت پایین خواهد بود
7- همیشه یادت باشه پول توی خریده نه فروش پس هرچقدر بتونی ارزونتر بخری
همونقدر سود بیشتری می کنی
8- خوش برخورد باش و مودب باش تا  مشتریهای ثابتت بیشتر بشه و فروشت بیشتر
9-شماره موبایل مشتریهاتو جمع کن تا با ارسال اس ام اس انبوه بتونی اطلاع
رسانی کنی برای اجناس جدید (تاثیرش در فروش عالیه)
10-همیشه سر یه وقت معین مغازه را باز و بسته کن خیلی مهمه
11-به مشتری وسط حرف زدنهات چیزی نگو که حتی ذره ای برنجه چون خیلی راحت
دیگه مغازت نمی یاد و از یه جای دیگه خرید می کنه
12- داخل مغازه را همیشه تمیز و با کلاس نگه دار نذار به هیچ وجه گرد
وخاک بشینه روی اجناست
13-اینم یادم رفت بگم که حتما باید همیشه یه پول نقدی هم برای خرید اجناس
جدید نقد داشته باشی (پس واسه شروع کار نتیجه این شد 2 برابر مینیمم +نصف
مینیمم پول نقد توی حساب واسه خرید)
موفق باشید



تاريخ : یکشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1393 | | نویسنده : امیر حسین |

خلاصه کتاب پدر پولدار پدر فقیر اثر رابرت کیوساکی

من دو پدر داشتم،یکی پولدار و دیگری بی پول.اولی تحصیلکرده و باهوش بود،او مدرک دکتری داشت و دوره ی چهار ساله ی دانشگاه را در کمتر از دو سال به پایان رسانده بود.پدر دیگرم،حتی کلاس هشتم ابتدایی را تمام نکرده بود.هر دوی آنها،در حرفه هایشان موفق بودند و تمام عمرشان را به سختی کار کرده بودند.هر دو درآمد قابل توجهی داشتند.با این وجود یکی از آنها تمام عمر از نظر مالی تقلا می کرد.دیگری یکی از ثروتمند ترین مردان هاوایی بود.یکی وقتی مرد،ده ها میلیون دلار برای خانواده اش،سازمانها ی خیریه و کلیسایش به جا گذاشت حال آنکه دیگری پس از مرگش مقروض بود.
هر دوی آنان،قوی،خردمند،توانا و با نفوذ بودند.هر دویشان به من نصایحی را کردند که نصایحشان متفاوت بود.هر دو به تحصیلا ت بالای دانشگاهی معتقد بودند،لیکن رشته ی پیشنهادیشان یکی نبود.
من به عوض اینکه به سادگی،آن نظرات را بپذیرم یا رد کنم،نا خود آگاه به مقایسه،تفکر بیشتر و سپس انتخاب آنها پرداختم.
یکی از دلایلی که پولدار،هرروز پولدارتر شده و اقشار متوسط،در میان قرض و قوله هایشان دست و پا می زنند،این است که موضوع پول،فقط در خانه مطرح می شود نه در مدرسه.اکثر ما،توسط والدینمان با پول آشنا می شویم.بنابراین،یک پدر و مادر بی پول چه چیزی در این خصوص میتوانند به بچه هایشان آموزش دهند؟
من به دلیل اینکه دو پدر با نفوذ داشتم،توانستم از هر دویشان در این خصوص،چیزهایی یاد بگیرم.مجبور بودم به نصایح هر دو فکر کنم و در این ارتباط،بینش با ارزشی از قدرت افکار هر کدام در زندگیهایشان به دست آورم.به عنوان مثال یکی از پدرهایم عادت به گفتن این جمله داشت:«من نمی توانم ار عهده ی مخارج برآیم.» پدر دیگرم گفتن این جمله را قدغن کرده بود و در عوض می گفت:«چگونه میتوانم از عهده ی مخارج برآیم؟»

 

بقیه در ادامه مطلب ...

 


برچسب‌ها: خلاصه کتاب پدر پولدار پدر فقیر اثر رابرت کیوساکی

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392 | | نویسنده : امیر حسین |
 

اینجا از تجربیات کسب و کارتون (موفقیت - شکست - دلایل و نتایج) بنویسین.

 

 

(همون طور که انتظار داریم دیگران ما رو صادقانه راهنمایی کنن و تجربیاتشون رو در اختیار ما بذارن تا ما بتونیم راه درست رو انتخاب کنیم به عقیده من وظیفه هممونه که آموخته ها و تجربیاتمون رو با دیگران به اشتراک بذاریم ولی برام عجیبه که بیشتر ما سعی می کنیم که فقط از دیگران بهره ببریم و حاضر نمی شیم که دیگران رو بهره مند کنیم. خوبه که دیدمون رو اصلاح کنیم و دست از خساست برداریم.

خیلیا هستن که اینجا در قسمت نظرات مشکلاتشون رو می نویسن و احتیاج دارن که دیگران راه های درست رو نشونشون بدن از همه خواهش می کنم که با نظرات خودمون در حد امکانمون به دیگران کمک کنیم.

یادمون باشه وظیفه هممونه که زکات دانش و تجربیاتمون رو بپردازیم صدقه فقط دادن بخشی از مالمون به یک فقیر نیست.)

 

 

 نظرات اين پست بدون نياز به تاييد جهت استفاده عموم آزاد است

نظرات آزاد

 

جهت همفکری

لطفا به همدیگر کمک کنیم. با تشکر

 

 

 

بهترین نظرات این پست کاربران در ادامه مطلب ...



 



 



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه نوزدهم بهمن 1392 | | نویسنده : امیر حسین |
به نظر شما با دو میلیون تومان (بدون احتساب مغازه) چه شغلی را می توان شروع کرد؟

 

 

 نظرات اين پست بدون نياز به تاييد جهت استفاده عموم آزاد است

نظرات آزاد

 

جهت همفکری

لطفا به همدیگر کمک کنیم. با تشکر

 

 

 

بهترین نظرات این پست کاربران در ادامه مطلب ...



 



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه سیزدهم دی 1392 | | نویسنده : امیر حسین |
تاريخ : یکشنبه هفدهم آذر 1392 | | نویسنده : امیر حسین |
تاريخ : چهارشنبه ششم آذر 1392 | | نویسنده : امیر حسین |

به نظر من مرد باید خوشگل و خوشتیپ باشه

اخلاقش با اجرا گذاشتن مهریه درست میشه.

 

 



تاريخ : پنجشنبه سی ام آبان 1392 | | نویسنده : امیر حسین |

قورباغه را قورت بدهید! (خودم خلاصش کردم - امیرحسین)

 

1 . سفره را بچینید

دقیقاً تصمیم بگیرید که چه میخواهید. روشن بودن در این مورد یک شرط اساسی است. پیش از شروع کار، هدف‌ها و تصمیم‌هایتان را بنویسید.

2 . برای هر روز از قبل برنامه‌ریزی کنید

برنامه‌هایتان را روی کاغذ بیاورید. به ازای هر دقیقه‌ای که صرف برنامه‌ریزی می‌کنید، به هنگام اجرای آن پنج یا شش دقیقه در وقت خود صرفه‌جویی خواهید کرد.

3 . قانون 20/80 را در همه امور به‌کار بگیرید

80 درصد از دستاوردهایتان نتیجه 20 درصد از فعالیت شماست. همواره تلاش خود را روی این 20 درصد متمرکز کنید.

4 . پیامد کارها را در نظر داشته باشید

مهمترین و ضروریترین کارهای شما آنهایی هستند که میتوانند بیشترین تأثیر را چه مثبت و چه منفی روی کار و زندگی شما بگذارند. به جای تمرکز روی سایر کارها، تمام توجهتان را معطوف به این نوع کارها کنید.

 

ادامه مطلب...

 



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه بیست و ششم آبان 1392 | | نویسنده : امیر حسین |
سلام  (می خوام راحت بنویسم و بیشتر می خوام برای خودم بنویسم)

تقریبا بیشتر از یک سال پیش یعنی شهریور ماه سال ۹۱ تصمیمو گرفتم و انتخابمو کردم که این کار رو شروع کنم همسرم هر لحظه کنارم و پشتیبانم بود شروع کردیم به مطالعه این کار - یاد گرفتن این کار - کسب اطلاعت در مورد این کنار - بازار این کار - سود این کار - و بدست آوردن کلی اطلاعات دیگه در زمینه این کار - و طرح ریزی و برنامه ریزی برای این کار

چطوری سرمایه لازم برای شرع کار رو بدست بیارم و در چه حدی می تونم شروع کنم ؟

 ادامه مطلب...



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه هجدهم آبان 1392 | | نویسنده : امیر حسین |
سلام دوستان 

اگه می خوای موفق بشی باید با تمام وجودت بخوای باید بری دنبالش باید سه پیچش باشی نه اینکه بخوابی تو خونه و منتظرش باشی.

 

آقا رضا دوست عزیزی که نوشته بودین در حدود ۷۰ م وام برداشتین. پیشنهاد های خودتون رو بیشتر مورد مطالعه قرار بدین بازارش چه جوریاست؟ تقاضاش چه جوریاست؟ ولی باید بگین که کجا زندگی می کنین و کجا می خواین سرمایه گذاری کنین؟ ضمنا این ۲ سالی که گذشته رو ملاک قرار ندین چون تو این دو سال پفک ۵ برابر شده . فکر کنم منظورمو گرفتین.

 

دوستانی که راهنمایی می خوان باید توضیحات کامل بنویسن تا همفکری بهتری رو دریافت کنن.

 

نوکرم.



تاريخ : چهارشنبه یکم آبان 1392 | | نویسنده : امیر حسین |
لطفا روی یکی از گزینه های زیر کلیک کنید تا فایل برایتان دانلود شود سپس قرارداد را به صورت كامل پر نماييد و به آدرس toranj00@yahoo.com ارسال نمایید. با تشکر - تقوی

 

۱ - دانلود فرم قرارداد ماکس نت toranj00@yahoo.com

۲ -  دانلود فرم قرارداد ماکس نت toranj00@yahoo.com

۳ - دانلود فرم قرارداد ماکس نت toranj00@yahoo.com 

تاريخ : سه شنبه هفتم خرداد 1392 | | نویسنده : امیر حسین |
برای بیشتر ما ریسک کردن کار ترسناکی است زیرا همیشه احتمال شکست وجود دارد. به ما یاد داده شده که احتیاط کرده و از ریسک‌های غیرلازم خودداری کنیم. و محافظه‌کارانه و قدم‌قدم تا رسیدن به هدفمان پیش رویم.

بااینکه این رویکرد ایمن‌تر به نظر می‌رسد اما معایبی هم دارد. هیچوقت نمی‌توانید با عقب نگه داشتن خودتان نیروی محرکه و جنبشی ایجاد کنید. درواقع، هرچه زمان بیشتر عقب بمانیم، جلو رفتن برایمان سخت‌تر می‌شود. بدون نیروی جنبشی به سمت جلو، اینرسی ایجاد می‌شود و پیشرفت برایتان فقط در حد یک آرزو می‌ماند.

عامل خطرزا

آیا تابحال متوجه شده‌اید که موفق‌ترین آدمها یک وجه اشتراک دارند؟ نه نفر از هر ده نفر، درجه‌هایی از ریسک کردن در موفقیتشان دخیل بوده است. این افراد موفق به طریقی احساس می‌کردند که برای موفق شدن باید خطر کنند.

باور کنید یا نه، ریسک، اگر از رویکردی درست به آن نگاه شود، آنقدرها هم چیز وحشتناکی نیست. بیشتر افراد از دریچه شکست آن و چیزهایی که از دست خواهند داد، به آن نگاه می‌کنند. اما لازم است از خودمان سوال کنیم، «اگر موفق شد چه چیزهایی به دست می‌آوریم؟»

آیا ارزش ریسک کردن دارد؟

اینجا فرایند ساده‌ای را عنوان می‌کنیم که بفهمید چه ریسک‌هایی ارزشش را دارند. از شش معیار زیر برای تحلیل و ارزیابی موقعیت قبل از ریسک کردن و گرفتن تصمیم نهایی استفاده کنید.

۱) قرار است چه به دست بیاورید؟ در هر ریسکی باید اول به چیزهایی که قرار است به دست آورید و درواقع فواید احتمالی آن فکر کنید. لیستی از این فواید تهیه کنید و تا می‌توانید جزئیات هرکدام را یادداشت کنید. هر فایده ممکن که قرار است به دست بیاورید را در نظر بگیرید. این می‌تواند شامل فواید مالی، احساسی و فیزیکی باشد. بهترین اتفاق ممکن چه خواهد بود؟

۲) چه عواقب منفی احتمالی خواهد داشت؟ درکنار فواید مثبت این ریسک، ممکن است نتایج منفی هم به دنبال داشته باشد. به همین دلیل است که به آن ریسک می‌گویند. لیست دیگری از این نتایج منفی تهیه کنید و باز به همه اتفاقات منفی که ممکن است با آن ریسک بیفتد فکر کنید. آیا می‌توانید با آنها کنار بیایید؟ بدترین اتفاق ممکن چه خواهد بود؟

۳) تعادل، تعادل، تعادل. حالا، این دو لیست را با هم مقایسه کنید و ببینید کدام احتمال بیشتری برای اتفاق افتادن دارد. آیا فواید آن به قدری هست که ارزش داشته باشد وارد ریسک شوید؟ آیا می‌توانید با عواقب منفی آن اگر اتفاق بیفتند کنار بیایید؟ آیا احتمال موقعیت بینابینی که بدون کُند کردن انرژی محرکه شما، احتمال خطر را کمتر کند؟ آیا باید آن را به مراحل مختلف تقسیم کنید تا استراتژی خارج شدن داشته باشید یا باید با هر آنچه که دارید پیش بروید؟

۴) ترس‌هایتان تا چه اندازه واقعی هستند؟ نگاه دیگری به لیست عواقب منفی ریسکتان بیندازید و از خودتان سوال کنید چقدر احتمال دارد به وقوع بپیوندند. اکثر اوقات متوجه می‌شوید که ترس‌هایتان آنقدرها واقعی نیستند--فقط ترس هستند. هر احتمال را به دقت بررسی کنید و ببینید واقعاً تهدیدی جدی است یا فقط ترسی بی‌مورد.

۵) جرات به خرج دهید. بعد از اینکه به دقت مزایا و معایب ریسکتان را بررسی کردید، باید به این نتیجه برسید که این ریسک را انجام بدهید یا نه کمی بیشتر صبر کنید. اگر به این نتیجه برسید که نمی‌توانید با عواقب منفی آن کنار بیایید واقعاً جای خجالت دارد اگر عقب بکشید. یادتان باشد، همیشه می‌توانید همان ریسک را دوباره ارزیابی کنید تا بعدها ببینید موقعیت برای انجام آن بهتر است یا نه.

۶)  حالا از خودتان بپرسید، چرا؟ انگیزه‌تان برای انجام این ریسک چیست؟ آیا با آنچه درست می‌دانید تطابق دارد یا حرص و خودخواهی شما را به انجام آن ترغیب می‌کند؟ درک انگیزه‌هایتان  به شما کمک می‌کند بهتر بفهمید که چه باید بکنید. همیشه باید به سمت «بهتر» حرکت کنید.

۷) خودتان را برای عمل آماده کنید. با عادت کردن به ارزیابی ریسک‌ها به این ترتیب، به خودتان اعتمادبه‌نفس لازم برای جلو رفتن و مقابله با تردیدها را خواهید داد و قاطعانه‌تر به سمت جلو حرکت خواهید کرد. در طولانی‌مدت، اعتمادبه‌نفس و قاطعیت عامل بسیار مهمی خواهد شد. اگر می‌خواهید ریسک کنید، اول باید ذهنتان را برای آن آماده کنید تا احتمال موفقیتتان بیشتر شود.

۸) عقب نکشید! اگر تصمیم گرفتید آن ریسک را انجام دهید، اقدام کنید و پشیمان نشوید. هفت مورد اول مرحله ابتدایی بودند. وقتی وارد عمل شدید، از وسوسه دوباره فکر کردن به ریسکتان و احیاناً پشیمانی دوری کنید. این کار فقط پیشرفتتان را زیر سوال می‌برد. شما وارد بازی شده‌اید و دیگر وقت تمرکز کردن و جلو رفتن است.



تاريخ : جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392 | | نویسنده : امیر حسین |
دوستان می خوام یه چیزی و بهتون بگم که خیلی مهمه :

سخت ترین مرحله هر کاری (هر کاری) شروع کردنشه.

اگه اطلاعاتت کامله و تصمیم گرفتی که با تمام وجودت برای این کاری که می خوای انجام بدی آماده ای نترس استارت بزن.

 

 وقتی تو یه زمینه تمرکز می کنین اگه زمینه های دیگه رو هم قاطی کنین هدفتون رو گم می کنین  برا همین فکر کنم درک کنین که من نمی تونم همیشه خودم رو تو شرایط شما بذارم ولی تا حدی که امکان داشته باشه کمک می کنم.

توجه !

دلم مي خواد اگه از دستم بر بياد به هر كسي كه بتونم راهنمايي كنم لطفا كساني كه درخواست مشاوره مي كنند همينجا تو قسمت نظرات شرايطشون رو بنويسن و از همين قسمت نظرات پيگير پاسخ باشن .

راستش خودم از برنامه هم عقب مي مونم. سعي مي كنم روزي در حد نيم ساعت برا وبلاگ وقت بزارم.



تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392 | | نویسنده : امیر حسین |
سلام

امروز می خوام یک کتاب بسیار مفید و آموزنده و کاربردی رو براتون معرفی کنم

این کتاب به درد کسایی می خوره که یک مغازه یا فروشگاه دارن و مخوان سود و فروششون رو افزایش بدن.

من مطالعه این کتاب رو برای کسایی که می خوان تو کار تجارت و فروش فعالیت کنن توصیه می کنم.

چهت کسب اطلاعات بیشتر و نحوه خرید کتاب می توانید به

آدرس http://www.forosh8.blogfa.com مراجعه نمایید.



تاريخ : جمعه بیستم اردیبهشت 1392 | | نویسنده : امیر حسین |
 نقطه نظر فعالان صنعت: بررسی دیدگاه و نقطه نظرات خریداران، ترکیب نظرات فروشندگان و نظریه کارشناسان صنعت.

۲) تجزیه و تحلیل رفتار گذشته صنعت: تجزیه و تحلیل سری های زمانی و تجزیه و تحلیل آماری تقاضای صنعت.

● پیش بینی بر پایه نقطه نظر فعالان صنعت:

نظریه کارشناسان: صادر کننده برای پیش بینی فروش ممکن است از نظرات کارشناسانی مانند تحلیلگران، اقتصاددانان ، تجار ، توزیع کنندگان، مشاورین بازاریابی، فروشندگان و غیره استفاده کند. صادر کننده می تواند با استفاده از نقطه نظرات کارشناسان از موقعیت محصول خود در بازار آگاه شود. جهت پیش بینی تقاضا برای یک محصول، تولید کنندگان می توانند به صورت دوره ای به نظرات کارشناسان مراجعه کنند.

نقطه نظر کارشناسان مبنای خوبی برای پیش بینی های مختلف به حساب می آیند، اما برای تکمیل این روش ، در صورت لزوم، بهتر است از سایر روشها همراه با این روش استفاده شود.

● پیش بینی بر پایه تجزیه و تحلیل رفتار گذشته خریداران :

برای پیش بینی تقاضای آینده بر مبنای سوابق گذشته سه روش قابل بررسی است:

الف) تجزیه و تحلیل سری های زمانی: بسیاری از کشورها برای پیش بینی فروش آینده ، گذشته را ملاک قرار می دهند و پیش بینی فروش را تابعی از فروش دوره های گذشته خود می بینند. فروش گذشته از ۴ جنبه مورد بررسی قرار می گیرد:

۱) روند(t): مشتمل بر افزایش جمعیت ، افزایش سرمایه ، توسعه تکنولوژی و غیره که اصولا به صورت خط مستقیم می باشد.

۲) سیکل یا دوره (c): مشتمل بر حرکت های موجی فروش که بر اثر تغییرات در شرایط و اوضاع اقتصادی و شرایط رقابتی بوجود می آید. این مفهوم دوره برای پیش بینی میان مدت بکار می رود.

۳) فصل (s): واژه فصل به الگوی فروش دوره ای هفتگی ، ماهیانه یا فصل اشاره دارد. مفهوم فصل در تجزیه و تحلیل سری های زمانی می تواند تابعی از شرایط جوی ، تعطیلات و عرف تجاری باشد.

۴) رویدادهای غیر مترقبه: مانند اعتصاب، آتش سوزی، اغتشاشات اجتماعی و غیره که می تواند روی فروش اثر بگذارد.

در تجزیه و تحلیل سری های زمانی فروش گذشته با توجه به چهار عامل فوق الذکر در نظر گرفته می شوند. یکی از این روشها ، روش هموار سازی نمایی است که به صورت زیر از آن استفاده می شود:

Qt+۱= a Qt +(۱- a) Qt

که در آن :

Qt+۱ : برابر است با پیش بینی فروش برای دوره بعد

a : عبارت است از ضریب هموارسازی

Qt : فروش واقعی در دوره قبل

Qt : پیش بینی فروش دوره قبل

ب) تحلیل آماری تقاضا: تحلیل آماری تقاضا به مجموعه ای از روشهای آماری اطلاق می شود که برای تعیین با اهمیت ترین عوامل واقعی موثر بر حجم فروش و تعیین میزان تاثیر آنها مورد استفاده قرار می گیرند، عواملی نظیر قیمت ، تولید ، سطح درآمد ، جمعیت، حجم تبلیغات تجاری و ... .

در تجزیه و تحلیل آماری تقاضا یا میزان فروش (Q) متغیری وابسته است و تابع چند متغیر مستقل (X۱,X۲,X۳,…,Xn) می باشد که بصورت زیر تصریح می شود:

(Q=ƒ(X۱, X۲ ,…, Xn

تجزیه و تحلیل آماری می تواند بسیار پیچیده باشد. به همین دلیل بازاریابان باید در طراحی ، تعبیر و تفسیر و بکارگیری این گونه تحلیلها دقت زیادی را بنمایند. امروزه با بکارگیری رایانه ، از این روش برای پیش بینی بطور گسترده ای استفاده می گردد.

ج) پیش بینی بر پایه مدلهای شبکه عصبی مصنوعی :

مدلهای شبکه عصبی مصنوعی که به تازگی در حوزه اقتصاد جای خود را باز کرده اند مدلهای ریاضی هستند که صرفنظر از ضرایب فنی و تنها از طریق عملیات ریاضی روابط بین متغیرهای مربوط به هم را کشف و سپس تعمیم می دهند.

امروزه از این مدلها در پیش بینی انواع روندهای اقتصادی استفاده می شود. صادر کننده قادر است با جمع آوری آمار و اطلاعات مربوط به یک صنعت وآموزش صحیح شبکه عصبی مصنوعی روند آینده این صنعت را پیش بینی نماید.

روش های دیگر کمی پیش بینی عبارتند از:

۱) روش تقاضای آخرین دوران:

این روش ساده ترین روش پیش بینی بوده و نیاز به هیچ گونه محاسبه ای ندارد. فقط سطح واقعی تقاضای دوره قبل را به عنوان پیش بینی دوره آینده منظور می نمایند. از این روش تنها برای پیش بینی تنها یک دوره می توان استفاده کرد.

۲) روش میانگین متحرک:

در این روش مقادیر دوران آینده بر مبنای میانگین تعدادی از آمار واقعی دوران گذشته پیش بینی می شود. تعداد دورن هایی که باید مورد مطالعه قرار گیرند کاملا اختیاری بوده و بر مبنای تجربه به دست می آید.

در این روش سعی می شود که بیشتر از دوران های معاصر در محاسبه میانگین تقاضا استفاده شود.

تقاضای پیش بینی شده برای زمان Yf=t

تقاضای واقعی در زمان قبل از Yt-۱=t

تعداد دوران مورد بررسی =N

Y= Nt-i / N



تاريخ : شنبه بیست و نهم مهر 1391 | | نویسنده : امیر حسین |


تاريخ : شنبه بیست و نهم مهر 1391 | | نویسنده : امیر حسین |
L126 معرفی مشاغل درآمدزا برای وقت های بیکاری

آریا تاک:بسیاری از مردم در عین حالی که درآمد نسبتا خوبی دارند باز هم به دنبال راههایی برای کسب در آمد بیشتر هستند. اما بیشتر افراد به خاطر خانواده شان نمی توانند شغل دومی داشته باشند زیرا رسیدگی به خانواده خود نوعی از وظایف است اما داشتن یک شغل کوچک و نه وقت گیر، علاوه بر داشتن درآمد می تواند نوعی سرگرمی محسوب شود که در بعضی اوقات خانواده هم می توانند سهمی در انجام آن داشته باشند.

در اینجا به بعضی از این مشاغل اشاره می کنم :
فروش کلکسیون ها و مجموعه های زیبا :
از کتابهای قدیمی و خواندنی گرفته تا خرس ها تدی، از تمبر گرفته تا موجموعه های صوتی. مهم این است که با مجموعه ای که داریم آشنا بوده و مشخصات آنرا بدانیم.

ملک یابی (واسطه گری در ملک و املاک) :
می توانیم با پیدا کردن آپارتمانهای اجاره ای و یا فروشی از طریق بنگاهها، روزنامه ها و … برای افراد جویای منزل قدمی برداشته باشیم.

پرستاری کودک :
افراد پر مشغله همیشه به دنبال پرستار خوب برای کودک خود هستند. این راه کمی دشوار ولی پر درآمد است.

خطاطی و طراحی :
خطاطی برای کارتهای عروسی، عزا و مراسم مختلف . همچنین می توان سفارش طراحی لوگو گرفت و با خلاقیت خود بازی کرد.

انجام خدمات شخصی افراد :
بسیاری از مردم (بخصوص تجار) حتی فرصت بیرون آمدن از منزل خود را در ساعات روز ندارند. می توان امور بانکی، سفارشات، رسیدگی به مطالبات و … را در قبال گرو گذاشتن سند و … برایشان انجام داد.

باربری با اتومبیل :
این کار فقط با وانت ممکن است. چه بسا افرادی که در کنار خیابان ساعتها منتظر وانت می ایستند.

مشاوره :
این کار کمی تخصص نیاز دارد که معمولا ما اسیایی ها سرشار از تخصص در امر مشاوره و پرحرفی هستیم. مشاوره در ازدواج، شغل، خرید و فروش و …

برنامه ریزی وعده های غذایی :
با کمی جستجو و تحقیق می توان یافت که کدام غذاها کالری، چربی، کربوهیدرات، فیبر و … بیشتر و یا کمتری دارند. سپس می توان با یک تبلیغ کوچک با مضمون “طراحی وعده های غذایی به منظور چاقی یا لاغری” برای خود مشتری جذب کرد.

تولید صیفی جات در منزل :
با داشتن یک حیات کوچک و کمی دقت و حوصله می توان انواع سبزیجات و صیفی جات از جمله گوجه فرنگی و خیار و بادمجان و … را در منزل چه در زمستان و چه در تابستان به عمل آورد و آنها را فروخت.
آموزش موسیقی : اگر شما در نواختن یک نوع ساز مهارت دارید، میتوانید آنرا به دیگران اموزش داده و علاوه بر پیشرفت خود، درآمد ناچیزی هم داشته باشید.

ارائه مقاله به مجلات و روزنامه ها :
با مطالعه دقیق و تحقیق بر روی موضوعی خاص، می توان آنرا به مجلات و روزنامه ها فروخت . این کار علاوه بر درامد زا بودن به علم و اگاهی ما نیز اضافه می کند.

برف روبی :
این کار اگر جنبۀ آبرو را کنار بگذاریم. کار در آمد زایی محسوب می شود. علاوه بر ورزش در روزهای سرد، لذت برف بازی را نیز می چشیم. (من خودم پدر و پسری را که صاحب رستورانی بودند در حال برف روبی منزل دیگران دیدم!)

آچار فرانسه منزل :
می توان با مقداری ابزار امور برق یا نصب کولر و یا راه اندازی شوفاژ را به عهده گرفت. بسیاری از مردم به افرادی نیاز دارند تا پیچ جالباسی منزل آنها را ببندند! در ایام تابستان هم همانطور که دیده ایم سوپر مارکتی محل تابلوی “نصب و سرویس کولر” خود را جلوی یخچالش قرار می دهد.

وب هاستینگ، فروش فضای اینترنی :
این کار کمی تخصص در اینترنت نیاز دارد ولی کار پر درآمدی محسوب می شود اما کیفیت را نمی توان نادیده گرفت (من خودم همیشه از شرکت های معتبر که سایر شرکتهای دولتی با آنها کار میکنند کار خرید می کنم).

باغبانی :
شغلی پر درآمد در ایام تابستان است که باعث باز شدن روحیه و آشنا شدن با خانواده های مثبت نظر می شود. ابزار لازم هم یک عدد بیلچه، یک عدد قیچی باغبانی، و در صورت نیاز یک عدد اره درختی.
طراحی و فروش زمینه های وبلاگ و وبسایت : با کمی وقت گذاشتن، می توان طراحی های فوق العاده ای پدید آورد. همچنین نرم افزار هایی این امور را انجام می دهند.

پشتیبانی و انجام امور کامپیوتری :
با تهیه چندین عدد سی دی شامل سیستم عامل های مختلف و نرم افزارهای پرکاربرد و همچنین درایورهای مختلف می توان یک مهندس کامپیوتر شد!

طراحی سوالات امتحانی :
این کارف یک کار بسیار بسیار مفید است. علاوه بر آسان کردن کار اساتید و معلمان در رده های مختلف، از خود یک استاد در زمینه درسهای گوناگون خواهیم ساخت . همچنین می توان نمونه سوالات امتحانی را در اینترنت فروخت.

فروش کتابهای الکترونیک :
کتابهای الکترونیک امروزه کاربردهای بسیاری دارند. حتی بسیاری از کتابهایی که در بازار عرضه نمی شود و یا فروش آن تمام شده است را می توان در اینترنت یافت.

بازاریابی :
این کار که ید طولایی در میان شغل دومی ها دارد خود نوعی شغل اول حساب شده و در صورت داشتن پشتکار می تواند درآمد بسیاری داشته باشد.

ساخت صنایع دستی :
از جمله می توان به انواع گلدوزی، بافتنی، سبدبافی، کاربا چوب، کنده کاری، رنگ آمیزی و… اشاره کرد.

آرایگشری در منزل :
می توان در منزل همه کارهای یک آرایشگاه را انجام داد. البته کمی هنر و طرافت نیاز دارد. همچنین یک دوره آموزش آرایشگری بخصوص برای بانوان.

رزومه نویسی :
این هم که دغدغۀ بسیاری از افراد جویای کار است که رزومه نویسی را یاد نداشته و یا اصلا نمی دانند رزومه نویسی چیست.

تعمیر اسباب بازیهای خراب :
این کار نه تخصص می خواهد و نه ابزار زیاد. بسیاری از اسباب بازی ها به دلیل ضربه خوردن و عدم استفاده درست توسط بچه ها با قطع یک سیم معمولی از کار می افتند. همچنین با تعویض یک آرمیچر کوچک می توان یک آدم آهنی بزرگ را نجات داد!

ساخت عروسک :
با تهیه مواد اولیه عروسک سازی، یک کارخانه عروسک سازی را در منزل میتوان برپا کرد.

بازسازی تصاویر قدیمی :
این کار که این روزها دیگر از دست هر آماتوری بر می آید، کاری وقت گیر و در عین حال درآمدزاست. بسیاری از مردم برای تصاویر قدیمی خود ارزشی بیشتر از تصاویر جدید قائلند.

تایپ متون مختلف :
بهترین کار برای خانمهای خانه دار است که از وقت خود نهایت استفاده را ببرند. پس از یک یا دوهفته سرعت دست تا ۱ صفحه در دقیقه افزایش خواهد یافت.

دراینجا به بعضی از کارهایی که در اوقات فراغت می توان انجام داد اشاره گردید. در صورتیکه شما نیز دراینباره نظری دارید و یا ایده ای سازنده، می توانید در قسمت نظرات عنوان فرمایید.



تاريخ : شنبه بیست و نهم مهر 1391 | | نویسنده : امیر حسین |
بسياري از شرکت هاي بزرگ دنيا که امروزه شاهد موفقيت شان در فضاي فوق رقابتي هستيم، سرمايه اوليه خود را از طريق همکاري با شرکت هايي به نام «سرمايه گذار خطرپذير» (Venture capitalist) تامين نموده اند.
    
    
    کارآفرينان و صاحبان ايده ها با ارائه مدل کسب وکار خود به اين شرکت ها، به دنبال تامين مالي براي راه اندازي تجارت خود هستند. و در مقابل ميزاني از سهام شرکت خود را به آنها تخصيص مي دهند. حال سوال اينجا است که سرمايه گذاران خطرپذير چگونه ايده هاي ناب را تشخيص داده و حاضر مي شوند منابع مالي خود را براي پيشرفت اين ايده ها در اختيار کارآفرينان قرار دهند. براي روشن تر شدن اين موضوع چند مصاحبه با مديران و کارکنان چند شرکت سرمايه گذاري خطرپذير انجام داده ايم.
    
    سوال اول: چگونه ارزش يک موقعيت سرمايه گذاري را مي سنجيد؟
    در زمان بررسي ارزش يک ايده وجود چند عامل براي ما اهميت فراواني دارد: مهم ترين عامل وجود يک بازار بالقوه بزرگ (Large market opportunity) در يک صنعت با سرعت رشد بالا(Fast growing sector) است. رشد سريع و ناگهاني باعث مي شود که شرايط ورود به بازار براي رقباي بالفعل و بالقوه بسيار سخت تر شود. در واقع يک ايده خوب بايد بازاري به اندازه حدودي 500 ميليون دلار داشته باشد تا ما را جذب کند. چرا که با در نظر گرفتن رقبا، ما در يک بازه 5 ساله، بايد بتوانيم حدود 100 تا 300 ميليون دلار درآمد کسب کنيم. عامل دوم وجود يک مزيت رقابتي پايدار (Sustainable competitive edge) است. به طور معمول چنين مزيت رقابتي از دل يک مشکل و مساله سخت بيرون مي آيد. مساله اي که تاکنون بي پاسخ بوده و حل کردن آن، مي تواند تا چند سال حاشيه امني براي ما پديد آورد. هنر ما در اين است که چنين مسائلي را از دنياي فناوري پيدا کرده و آن را به يک تجارت سودآور تبديل کنيم. داشتن يک تيم قوي عامل بعدي است. وجود يک نفر بنيان گذار با پيشينه فني قوي ( در صورتي که با يک مساله فني رو به رو باشيم) و يک نفر کارآفرين با رويکرد فروش و بازار، از ضروريات موفقيت تيم هستند. چرا که تيم بايد هم شناخت بسيار خوبي نسبت به مساله و دنياي پيرامون آن داشته باشد، و هم بتواند راه حل اين مساله را براي سرمايه گذاران، همکاران بيروني، مشتريان و حتي کارکنان شرکت بازگو کند. ما در تيم به دنبال مهارت هاي فني، اجرايي، فروش و کارآفريناني هستيم که معمولادر دو يا سه نفر جمع مي شود. در اين جا نکته مهم تفاوت بين مديران اجرايي (CEO) و کارآفرينان است. در ابتداي راه اندازي يک تجارت، اين روحيه کارآفريني است که اشراف بهتري نسبت به مساله دارد، جنبه هاي مختلف آن را براي رسيدن به يک راه حل مناسب مي سنجد، چشم انداز را براي نخستين کارکنان شرکت ترسيم مي کند و سازمان را در رفع موانع اصلي از سر راه خود رهبري مي کند. در مقابل مديران اجرايي پس از ثبات نسبي يک کسب وکار و در زمان رشد آن، مي توانند اداره سازمان را به خوبي به عهده بگيرند.
    
    سوال دوم: چگونه «مدل کسب وکار» (Business model) يک ايده را مي سنجيد؟
    ما به طور خيلي ساده مدل هاي کسب وکار را به دو دسته تقسيم مي کنيم. برخي از ايده ها در فضاي بهبود محصول يا خدمت در مقايسه با رقبا مطرح مي شوند. به اين معني که محصول و مدل کسب وکار آنها شناخته شده است و نقطه قوت ايده تنها در اجراي بهتر يا به روزرساني محصول است. در اين مواقع ما به طور بسيار دقيق بررسي مي کنيم و تنها زماني ايده را مي پذيريم که از درست بودن تمام فرضيات و عملي بودن ايده اطمينان حاصل کنيم.
    اما برخي از ايده ها با خود مفاهيم جديدي را در حوزه محصول، بازار يا مشتري تعريف مي کنند. در اين مواقع ما عملانمي توانيم تمام جنبه هاي مدل کسب وکار را با دقت نظر بررسي کنيم؛ لذا با آگاهي از اين که ريسک بيشتري وجود دارد، سرمايه گذاري را انجام مي دهيم. ما عملاديده ايم که در گزينه هاي موفق، امکان تعريف و بهينه سازي جنبه هاي مدل کسب وکار و درآمدزايي در ادامه راه وجود دارد.
    
    سوال سوم: فرآيند انتخاب يک گزينه چگونه است؟
    زمان ميانگين از شروع صحبت هاي اوليه با صاحبان ايده تا انتخاب ايده حدود 6 هفته است. اما براي بعضي از ايده ها، ما ناچاريم که اين زمان را فشرده تر کنيم. بازارهايي هستند که سرعت ورود به آنها بسيار حياتي است و گاهي ما را مجبور مي کند که يک ايده را در طول دو هفته بررسي و براي سرمايه گذاري انتخاب کنيم.
    
    سوال چهارم: تلاش شما بيشتر در کدام قسمت هاي فرآيند متمرکز است؟
    يک قسمت مهم از بررسي هاي ما مربوط مي شود به مسائل فني. ما با استفاده از مشاوران و متخصصان صنعت هسته اصلي ايده را از منظر فني بررسي مي کنيم تا از عملي بودن اصل ايده مطمئن شويم. قسمت مهم ديگر مربوط به مشتريان مي شود. ما هميشه به دنبال فهميدن نياز اصلي و حياتي مشتريان هستيم. در همين راستا جزئياتي از ايده و نمونه محصول را با مشتريان بالقوه در ميان مي گذاريم تا مطابقت آن را با نياز بازار بسنجيم. مورد ديگر بررسي کلي صنعت است. اينکه وضعيت فعلي و آينده صنعت چگونه است، روندها در سال هاي اخير چه بوده و چه رخدادهايي مي تواند صنعت را تحت تاثير قرار دهد، سوالاتي است که ما از خبرگان آن صنعت مي پرسيم. مورد آخر هم تيم است. ما سعي مي کنيم که تا حد توان با تيم در تماس باشيم تا بهتر با طرز فکر، روش کار و شخصيت آنها آشنا شويم.
    
    سوال پنجم: بررسي هاي مالي هم نقشي در اين ميان دارند؟
    ما در شرکت خود سعي مي کنيم که اهميت کمتري به تحليل ها و بررسي هاي مالي بدهيم، چرا که مي دانيم اين اعداد و ارقام در صورت اجراشدن ايده تا حد زيادي تغيير خواهند کرد. به همين خاطر بيشتر با تکيه بر قوانين مالي و حساب هاي سرانگشتي ايده را بررسي مي کنيم. تنها نکته مهم در اين تحليل ها اين است که به وسيله آنها مي توانيم به ميزان توانايي و آشنايي تيم با نحوه اجراکردن ايده پي ببريم. اينکه تيم کارآفرين چگونه پايه هاي کسب وکار را بررسي کرده، در تحليل هاي مالي آنها مشخص است. ضمن اينکه تحليل هاي مالي اشتباه و غيريکپارچه به عنوان يک علامت هشدار براي ما هستند.
    
    سوال ششم: مسير پايان کار ايده ها کجاست؟
    ما معمولادر ايده هايي سرمايه گذاري مي کنيم که آينده آنها را فروش در بورس ببينيم. البته اين بستگي به اهداف شرکت ما دارد. برخي از سرمايه گذاران ممکن است ايده ها را با هدف فروش و ادغام در ديگر سازمان ها عملي کنند، اما همان طور که گفتم، پايان راه براي ايده هاي موفق شرکت ما عرضه سهام آن در بورس است.


تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم مهر 1391 | | نویسنده : امیر حسین |

نگارش «شعار هاي تبليغاتي» براي استفاده در صفحات وب و متن آگهي ها يك كار حرفه اي است. در اين مقاله، تابان خواجه نصيري، هر چند به صورت مختصر و اجمالي به اهميت و ضرورت نگارش حرفه اي و خلق يا انتخاب «شعار هاي تبليغاتي» مناسب براي بالا بردن تعداد مشتريان و نهايتاً افزايش ميزان «فروش» مي پردازد.

بسياري از مشتريانم و شركت هايي كه با آنها در دوازده سيزده سال گذشته كار كرده ام، اكثراً در خصوص محصول يا خدماتي كه شركتشان (بر روي اينترنت و يا خارج از آن) عرضه مي كند، از كم بودن تعداد مشتريانشان و يا پايين بودن نرخ تبديل (Conversion Rate) - درصد مشتريان بالقوه اي كه تبديل به مشتريان بالفعل مي شوند - شكايت داشته اند و از وضعيت فعاليت كلي و فروش و تعداد قراردادها ابراز نارضايتي كرده اند. آيا شما نيز از اينكه تعداد بازديد كنندگان سايتتان به آن رقمي كه انتظارش داشته ايد نرسيده است شكايت داريد؟ آيا شما هم از اينكه تعداد مشتريان كم است گله مند هستيد؟ آيا Conversion Rate شما هم پايين است؟ اگر چنين است، خواندن اين مقاله را ادامه دهيد و در غير اينصورت، مي توانيد مقاله ديگري را براي مطالعه انتخاب كنيد. مطمئن باشيد كه در كل براي محصول يا خدماتي كه ارائه مي دهيد (چه در فضاي واقعي و چه در دنياي مجازي) در اين دنياي پهناور، هميشه «مشتري» هست و كسي يا كساني هستند كه به شما و يا آنچه كه توليد كرده ايد و يا خدماتي كه عرضه مي داريد نيازمند باشند. اگر تعداد مشتريانتان رضايت بخش نيست، بايد بدانيد كه فقط نتوانسته ايد توجه آنها را به خود جلب كنيد.

بر روي اينترنت، سايت هاي بسيار زيادي وجود دارد كه شايد عرضه كننده خدمات يا فروشنده محصولي مشابه با آنچه شما يا شركتتان عرضه مي كند باشد. كاربري كه به دنبال محصول يا خدماتي بوده است، از طريقي، مثلاً موتورهاي جستجو وارد سايت شما شده است. حال، اين شما هستيد كه بايستي تنها ظرف چند ثانيه، توجه او را به آنچه به او ارائه مي دهيد جلب كنيد. در غير اينصورت، ممكن است او را براي هميشه از دست بدهيد. 80 درصد از بازديد كنندگان يك سايت اينترنتي، هرگز ديگر به سايتي كه بازديد كرده اند باز نمي گردند و دوستان ما بايد اين را بپذيرند چرا كه اين موضوع بر اساس آمار و اطلاعات بدست آمده از بررسي ها و تحقيقات متعددي كه در سالهاي اخير بر روي كاربران اينترنتي انجام شده است با اين قاطعيت اعلام مي شود. ما تنها چند ثانيه فرصت داريم كه توجه مشتريان بالقوه مان را به خود، محصول يا خدماتي كه شركت و يا سايت ما از طريق اينترنت عرضه مي كند جلب كنيم. تازه اين اول كار است و بعد بايد كاري كنيم كه بازديد كنندگان و در واقع مشتريان بالقوه ما، بار ديگر، و يا به عبارات بهتر براي حداقل هفت بار ديگر به سايت ما بازگردند تا شايد پس از آن با مذاكراتي كه با آنان انجام مي شود بتوانيم درصد و نرخ تبديل را بالا ببريم.

آيا تا كنون مقاله اي براي مجله يا قرار گرفتن روي وب نوشته ايد؟ اگر تاكنون مقاله و يا «خبر» براي روزنامه، مجله و يا رسانه اي مثل راديو تلويزيون نوشته باشيد، مطمئنم به اهميت نگارش حرفه اي و ژورناليستي «عنوان» يا «تيتر»ي كه براي مقاله يا خبرتان انتخاب كرده ايد پي برده ايد. مثلاً همين مقاله، اگر نمي توانست توجه شما يا سايرين را جلب كند، هيچگاه خواننده اي پيدا نمي كرد، در حالي كه شما در حال خواندن آن هستيد. چرا؟ چون كه، عنوان اين مقاله توانسته است به گونه اي حيرت انگيز شما را به خواندن خود جلب كند، شما را وادار ساخته است كه «لينكي» را «كليك» كنيد و صفحه اي را در مقابل خود باز كنيد و بعد عمل ديگري - يعني خواندن مقاله - را انجام دهيد. يك عنوان خوب بايد بتواند توجه شما را به خود جلب كند و يك عنوان حرفه اي شما را به انجام اعمالي (مثلاً در اينجا، كليك كردن و يا خواندن مقاله) ترغيب و تشويق كند.

«شعار هاي تبليغاتي» مثل «عناوين مقالات» و يا «تيتر اخبار» بايستي مخاطب يا مشتري اختمالي را به خود جذب كنند. گيرايي و جذابيت «شعار هاي تبليغاتي» براي بالا بردن «فروش» كافي نيست، نگارش حرفه اي، خلاقيت و رنگ و لعاب دادن به آنچه براي جذب، حفظ و افزايش تعداد مشتريان است كه به عنوان يك كار حرفه اي مد نظر ماست. استفاده از عبارت هاي كليشه اي نه تنها به شما كمكي نمي كند بلكه مي تواند فرصت ها، پول و زمان شما را به هدر دهد. واژه ها و عباراتي كه براي شعار هاي تبليغاتي خود انتخاب مي كنيد بايستي آنچنان قوي باشند كه بتوانند مشتريانتان را در همان چند ثانيه اول ميخكوب كنند و آنان را به انجام آن عملي كه شما انتظارش را داريد سوق دهند.



تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم مهر 1391 | | نویسنده : امیر حسین |

در این مقاله‌ی کوتاه می‌خواهم تعریف یا تعاریفی را ارائه دهم در خصوص مطالعه بازار یا مطالعات بازاریابی. ببینید، به زبانی ساده اگر بخواهم بگویم، ما برای تعیین هزینه‌های مرتبط با انجام کار یا معامله‌ای ، برای انجام یا برخورداری از یک رقابت سالم و یا داشتن یک فروش بالقوه، شناسایی مشتریان احتمالی، در محیطی که کالا یا خدمات‌مان را به آن عرضه می‌کنیم، باید دست به مطالعه، بررسی و تحقیقاتی بزنیم (اطلاعاتی را جمع‌آوری، تجزیه و تحلیل و برای اتخاذ تصمیم گزارش کنیم) که به آن مطالعه بازار یا مطالعات بازاریابی می‌گویند. www.zibaweb.com

عده‌ای معتقدند که مطالعه بازار جمع‌آوری، تحلیل و گزارش ‌های سیستماتیکی است از مجموعه‌ی داده‌های بازار، پیش‌نیازها، نظرات، روندها و برنامه‌های آن که مدیران شرکتها برای اتخاذ تصمیم‌های نهایی از آن استفاده می‌کنند. برخی دیگر از کارشناسان بازاریابی، مطالعه بازار یا مطالعات بازاریابی را اینگونه تعریف می‌کنند که مطالعات بازاریابی در حقیقت هرگونه تلاش در بررسی و مطالعه‌ی گروه‌های مصرف کننده و در عین حال مطالعه‌ی وضعیت و موقعیت رقبا است. عده‌ای آن را تفسیر اطلاعات جمع‌آوری شده از بازار، بخصوص در مورد کالا یا خدماتی که عرضه می‌شود می‌دانند. به عقیده‌ی من، مطالعات بازاریابی جز لاینفکی از طرح یا برنامه‌ی بازاریابی یا Marketing Plan یک شرکت است.

ما باید دقیقاً بدانیم که نیاز و خواسته‌ی واقعی مردم یا بازار هدفمان چیست و اینکه مردم برای پاسخگویی به این نیازها یا خواسته‌هایشان، تا چه میزان (چه سطحی) قدرت پرداخت دارند یا حاضرند مبلغی بپردازند. نیازها و خواسته‌های مردم با گذشت و مرور زمان تغییر می‌کند، همانطور که فن‌آوری در حال تغییر و تحول و توسعه‌ی مداوم است، به همین جهت، یکی از وظایف مهم افراد یا گروههای فعال در زمینه مطالعه بازار یا مطالعات بازاریابی این است که این تغییر و تحولات در نیازها و خواسته‌های مردم و عملکرد رقبا را زیر نظر داشته مجموعه‌ی داده‌ها را برای تحلیل و بررسی‌های بیشتر و تبدیل آنها به اطلاعات مورد نیاز جهت تصمیم گیری ‌های مدیران ثبت کنند.

شرکت‌ها (تولیدکننده‌ها یا فروشندگان و بازاریابها) باید در برنامه‌ی بازاریابی خود مطالعه بازار یا مطالعات بازاریابی را کاملاً مد نظر داشته باشند، امری که متاسفانه تاکنون و بعد از بیش از هفتاد سال که از بازاریابی آکادمیک در دنیا می‌گذرد به ندرت دیده می‌شود. شرکتهایی برای انجام فعالیت‌های تولیدی یا توزیع یا فروش مستقیم یا بازاریابی ایجاد می‌شوند، بدون اینکه نیم نگاهی بیاندازند به مطالعه بازار.

اگر از این شرکتها، بپرسید چه کسی در این بازار شما قرار دارد؟ چه نیازی یا چه خواسته‌ای دارد؟ یا اصلاً نمی‌دانند یا اینکه پاسخ‌های بی ربط یا کلی به شما می‌دهند. مثلاً می‌گویند: خوب معلوم است مردم! آیا این درست است؟ نه. درست نیست! با کلی‌گویی ما به جایی نمی‌رسیم. کالا یا خدماتی که به بازار عرضه می‌شود متقاضیان یا مصرف کنندگان خاص خود را دارد! شما باید آنها را هدف قرار دهید. شما می‌خواهید برای رساندن پیام خود به آنان برای تبلیغات هزینه کنید بنابر این باید بدانید که مخاطب واقعی شما کیست و در این بازار چه رقبایی دارید و آنها دارند چگونه کار می‌کنند.

در میان این مردم ما هم خانمها را داریم و هم آقایان را. جنسیت و سن افراد مهم است، تعداد آنها مهم است، آداب و رسوم شان مهم است، اعتقادات، علایق و سلایق‌شان مهم است، کسب و کاری که دارند مهم است، قدرت خریدی که دارند مهم است و شما قطعاً تنها عرضه کننده نیسیتد، رقبا و کالا یا خدماتی را هم که آنان عرضه می‌کنند مهم است و اگر اینها را از قلم بیاندازید و کالا را وارد بازار کنید و به امان خدا رهایش کنید - با این سرعت توسعه و گسترش تکنولوژی - شاید ظرف یک روز، یک هفته یا یک ماه متوجه شوید که حتی یک کالا هم به فروش نرفته است. چون نیازی برای آن نبوده است، چون آن نیاز با کالا یا مارکی دیگر قبلاً پاسخ داده شده است، چون در زمان و مکان درست عرضه نشده است و بسیاری دلایل دیگر.

شما برای اجرای یک مطالعه بازار یا یک مجموعه مطالعات بازاریابی موفق لازم است منابع و روشها و استراتژی‌ها را بشناسید و به کار بگیرید. به عقیده‌ی من، در این گرداب گسترده‌ی گیتی، اینترنت و سرویس‌هایی که اینترنت برایمان فراهم آورده است -(مثل پست الکترونیک یا وب) -، محیط و ابزاری فوق‌العاده برای مطالعه بازار، استفاده از آن، ارائه و نمایش یا حتی فروش آن اطلاعات است. و بگذارید یک واقعیت تکاندهنده‌ای را با شما در میان بگذارم، در این عصر، افراد یا شرکتهایی که مطالعه بازار را امری پیش پا افتاده بدانند یا اجرای آن را به آینده‌ای نامعلوم حواله دهند یا به تعویق بیاندازند، قطعاً از گردونه‌ی رقابت خارج خواهند شد. ایجاد و حفظ ارتباط با مشتری و الته بالا بردن سطح این ارتباط و اطلاع از نظرات و خواسته‌های او در رابطه با کالا یا خدماتی که مورد استفاده قرار داده است بسیار مهم است.



تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم مهر 1391 | | نویسنده : امیر حسین |

عوامل متعددی برای موفقیت در بازاریابی کالا و خدمات وجود دارد. در این مقاله کوتاه، قصد دارم برخی از مهمترین نکات و عوامل را برای آن دسته از دوستانی که اخیراً این سوال را از من پرسیده اند بیان کنم.

بازاریابی یعنی چه؟ هیچ شده است که پیش خودتان، از خودتان بپرسید که بازاریابی اصلاً و اصولاً چیست؟ در ده دوازده سال اخیر، از افراد بسیاری که سالها در کار فروش کالا یا خدمات بودند این سوال را پرسیده ام. موفق ترین آنها هم گاهی در بیان یک تعریف کوتاه و مختصر از بازاریابی دچار مشکل می شد. هر کسی تعریفی را ارایه می داد و از دید خودش فکر می کرد که دارد جامع ترین و کامل ترین پاسخ را می‌دهد. اما متاسفانه کمتر اتفاق می افتاد که فردی بیاید و یک تعریف درست و حسابی از بازاریابی به ما بدهد. بازاریابی یک هدف ناب و مشخص دارد: «کمک» به «پاسخگویی به نیاز یا نیازهای مشترک» «گروهی از مردم» - کار بازاریاب (چه روی اینترنت یا در فضای واقعی) در اصل این است که آن گروه از مردم را که نیاز یا نیازهای مشترکی دارند و البته «قدرت خرید» نیز دارند بیابد و به آنها «کمک» کنند تا با شناخت، خرید (یا مصرف) کالا و خدمات ما، آن «نیاز» را برطرف سازند و به آن در حقیقت پاسخگویند. ببینید بازاریابی درست مثل شکار یا ماهیگیری است. برای شکار و ماهیگیری شما نیاز به یک سری ابزار دارید : اولین گام برای بازاریابی «جمع آوری» اطلاعات است: من برای شکار کجا باید بروم؟ چه فروشگاهی را می شناسید که لوازم شکار یا ماهیگیری بفروشد؟ آیا مجله ای در این زمینه چاپ می شود؟ شکارچیان یا ماهیگران معروف و مشهور کجا جمع می شوند و چطور می توانیم آنها را پیدا کنیم؟ با پرسش هایی از این دست، علاقمندان، شروع به جمع آوری اطلاعات می کنند. ماهیگیران باید که انواع ماهی را نیز بشناسند و بدانند که نیاز ماهیها (از لحاظ نور و غدا و دما و درجه حرارت و ...) چیست؟ به همین ترتیب است که بازاریاب باید بداند مخاطبین هدفش کجا قرار دارند و نیازهای آنان چیست؟ «قدرت خرید» مخاطبین هدف بسیار مهم است و بازاریاب های موفق وقت و سرمایه خود را در جایی صرف می کنند که برایشان بازده دارد.

بازاریاب های موفق، از کوچک شروع می کنند. هدف خودشان را می دانند و البته و مهمتر از آن «کالا» و یا «خدماتی» را که عرضه می کنند بخوبی می شناسند. کار بازاریاب در واقع این است که «استفاده از آن کالا یا خدماتی که عرضه می کند را به مردمی که برای پاسخگویی به نیازهایشان به آن محصول یا خدمات احتیاج دارند توصیه می کند.» ببینید این قضیه خیلی مهم است: بازاریاب توصیه می کند ... نمی فروشد! فروش با بخش و یا واحد فروش است. شما وقتی کالا یا خدماتی را به یکی از دوستانتان توصیه می کنید، مثلاً وقتی که می گویید که برو فلان فیلم را ببین یا فلان کاست موسیقی را بخر، در واقع دارید خرید بلیط فیلم یا آن کاست را توصیه می کنید. شما دارید برای آن فیلم یا کاست موسیقی بازاریابی می کنید - گاه بدون آنکه خودتان خبر داشته باشید. افرادی که چیزی را توصیه می کنند حتماً خودشان آن را مصرف کرده اند و از آن رضایت داشته اند پس بازاریاب های موفق کسانی هستند که خودشان مصرف کننده کالا و خدماتشان هستند و از آن واقعاً رضایت دارند. کالا و خدماتی را بازاریابی کنید که واقعاً آن را خودتان نیز استفاده می کنید و از اینکه آن را بکار می برید رضایت دارید. www.zibaweb.com

شرکت ها و موسسات، چه بزرگ و چه کوچک، به نظر من باید تحقیق وشناسایی بازار هدف را سر لوحه اقداماتشان قرار دهند. نیازهای واقعی (کوتاه یا بلند مدت) بازارشان را پیدا کنند و خدمات یا محصولاتی را عرضه کنند که بتواند نیاز مردم را جواب بدهد. متقاعد کردن شرکت ها و موسسات در بکار گیری یا روی آوردن به بازاریابی حرفه ای کار ساده ای است شاید خیلی از آنها فکر می کنند تبلیغ یعنی بازاریابی، اما تبلیغ تنها یکی از ابزارهای بازاریابی است. بازاریابی حرفه ای استراتژی های متعددی دارد، تکنیک ها و تاکتیک های متعددی دارد که بازاریابان حرفه ای باید که آن شیوه ها و روش ها را بیاموزند و بلافاصله به همکاران خود آموزش دهند. حیات سیستم های کوچک و بزرگ در گرداب گسترده گیتی به میزان آموزشی که می بینند و یا ارایه می دهند بستگی دارد. به آنهایی که در برابر ایجاد تیم ها و یا واحدهای بازاریابی در یک شرکت یا موسسه کوچک مقاومت می کنند باید این را گفت که جلب اعتماد مخاطبین شما کار ساده ای نیست، کسی از کالا یا خدماتی که ارایه می دهید مطلع نیست، مزایای استفاده از کالا و خدمات شما را نمی دانند، پس چه باید کرد: گروه هایی را باید تعلیم داد تا به درستی کالا و خدمات شما را به دست مصرف کننده واقعی برسانند.

در زمینه بازاریابی کتابهای متعدد و مقالات و تحقیقات متعددی وجود دارد به فارسی و انگلیسی: کافی است در گوگل یا سایت آمازون به دنبال واژه های مرتبط جستجو کنید و آنوقت خواهید دید که تا دلتان بخواهد کتاب و مقاله در این زمینه وجود دارد. Marketing توصیه است و اگر من در این مقاله سایتی یا کتابی را توصیه کنم در واقع دارم برای آن سایت یا کتاب بازاریابی می کنم. پس اجازه دهید که شرکت در سمینارها و دروه های بازاریابی خودم بگویم، چون خودم از آنها بسیار استفاده بردم و دیدم که افراد بسیاری روش ها و تکنیک ها و استراتژیهای موفقی را که آموزش داده ام را بکار برده اند و موفق شده اند (: - توفیق و موفقیت همه شما را از ته دلم آرزومندم.



تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم مهر 1391 | | نویسنده : امیر حسین |

برخورداري از يك برنامه بازاريابي (Marketing Plan) كليد موفقيت شما در كسب و كاري است كه داريد. در اين مقاله، هر چند كوتاه و اجمالي، قصد دارم برخي از نكات مهم را به هنگام تهيه‌ي يك برنامه‌ بازاريابي يادآوري كنم.

يك برنامه‌ي بازاريابي چنانچه درست پياده شود بايد شامل درك صحيحي از وضعيت موجود شركت، مطالعه‌ي بازار، موقعيت كنوني شما، مشتريان يا گروهي از مشتريان هدف شما، رقباي كاري و تجاري شما، محصول شما (كالا يا خدماتي كه ارائه مي‌دهيد)، قيمت فروش، اقدامات پيشبردي و تبليغات شما باشد.

ما معتقديم كه بازاريابي موثر، برنامه‌ريزي و اقدامات پيشبردي، با **جمع‌آوري اطلاعات موجود** درباره‌ي بازار شروع مي‌شود. براي يك شروع خوب مي‌توانيد از كتب و مجلات مرتبط با بازارتان استفاده كنيد. بنابر اين به كتابخانه‌ها برويد و از كتابداران بخواهيد كه كتب مرتبط را به شما معرفي كنند. مشتريان خود را خوب شناسايي كنيد و با آنها به گفتگو بنشينيد. يك برنامه‌ي بازاريابي خوب، در زمان حال جريان دارد، در طي مدتي كه داريد برنامه را تهيه مي‌كنيد، خودتان را منزوي نسازيد، ممكن است همان زمان يك مشتري از راه برسد و بخواهد شما را ببيند، نگوييد وقت ندارم، نمي‌توانم شما را ببينم، ما داريم يك برنامه بازاريابي تهيه و تنظيم مي‌كنيم كه خيلي مهمتر است! نه اين اشتباه بزرگي است! شما بايد بدانيد كه براي همان مشتري و همان مراجعه كننده است كه داريد اين برنامه را تهيه مي‌كنيد. مطمئن باشيد كه او هم آمده است به شما كمك كند. پس از هر فرصتي براي درك بهتر مشتري و نيازهاي او استفاده كنيد. به منشي خود بگوييد كه **درب اين اتاق به روي مشتري‌هايمان هميشه باز است!‌** حتي نيازي به وقت قبلي گرفتن هم نيست. تبليغات كسب و كارهاي ديگر كه مرتبط با كسب و كار شما است را بايد دقيقا زير نظر داشته باشيد. نكات جالبي كه در تبليغات و اقدامات پيشبردي‌شان داشته‌اند را يادداشت كنيد، بالاي اين يادداشت‌ها تاريخ بگذاريد و يادتان نرود كه حتما با كارشناسان حرفه‌اي و خبره مشاوره كنيد. با استفاده از ابزارهاي محاوره‌اي (تعاملي) نقاط ضعف و قوت خودتان را مشخص كنيد. وقتي تمام اطلاعات مورد نيازتان را جمع آوري كرديد آنگاه برنامه بازاريابي خود را بنويسيد.

حال زماني است كه مي‌دانيد دقيقا كسب و كارتان چيست، آن را خيلي واقع بينانه و صريح بيان كنيد، به جاي محصول مداري، مشتري‌مدار باشيد و نيازهاي مشتري را مد نظر قرار دهيد، به قول فيليپ كاتلر، تعاريف هميشه بهتر است مبتني بر بازار باشد؛ نه محصول يا تكنولوژي و اين خيلي مهم است.

كالا يا خدماتي كه ارائه مي‌دهيد را بايد به خوبي بشناسيد. موقعيت جغرافيايي بازاريابي هم مهم است، در چه منطقه يا محلي مي‌خواهيد اقدام به بازاريابي كنيد؟ آيا رقبايتان را به خوبي مي‌شناسيد؟ خودتان را چگونه از رقبا متمايز مي‌كنيد؟ چه مزيتي كالا يا خدمات شما را از كالا و خدمات رقبا متمايز مي‌سازد. قيمت كالا و خدمات شما خيلي مهم است، آن را دست كم نگيريد. شيوه‌هاي تبليغي رقبايتان چگونه است؟ آيا از اين موضوع اطلاعاتي داريد؟ چنانچه نداريد، پيش از نوشتن برنامه‌ي بازاريابي لازم است تحقيق كنيد. شيوه‌ها و الگوهاي تبليغي خودتان را بدانيد. شيوه‌هاي توزيع شما و مكاني كه كسب و كارتان در آن قرار دارد نيز مهم هستند. وقتي اين اطلاعات را در دست داشتيد، اقدام كنيد به مرحله‌ي بعد. يادتان باشد كه يك برنامه‌ي بازاريابي يك شبه بوجود نمي‌آيد.

مرحله‌ي بعد اين است كه مشتريانتان را به خوبي بشناسيد. بانك اطلاعات مشتريان كنوني بايد به شما بگويد كه بيشتر مشتريان كنوني شما در چه رده سني قرار دارند. جنسيت آنان چيست؟ درآمد آنان چقدر است (ماهانه يا سالانه) و از لحاظ فيزيكي در چه فاصله‌اي از شما قرار دارند. آيا نزديك به شما زندگي مي‌كنند يا دور؟ شما بايد بدانيد كه مشتريانتان چطور با شما و كالا يا خدماتتان آشنا شدند. از طريق تبليغات؟ با نامه‌نگاريهاي مستقيمي كه با ايشان داشتيد؟‌ از طريق دوست و آشنا (WOM)؟ از طريق نيازمنديها؟ اينترنت؟ و ... - من هميشه در سمينارهايم اين موضوعات را با طرح مثال مي‌آورم كه متاسفانه مجال چنداني در اينجا براي آن ندارم. شما بايد عادات و الگوهاي مشتريانتان را بدانيد. مثلا بايد بدانيد كه آنها معمولا از كجا خريد مي‌كنند؟ چه مجلات يا روزنامه‌هايي مطالعه مي‌كنند؟ چه برنامه‌هاي تلويزيوني را مي‌بينند؟ چه كانال راديويي را انتخاب مي‌كنند. شما حتي بايد مشتريان بالقوه و آتي‌تان را بشناسيد و عادات و رفتارهاي آنان را در برنامه‌ي بازاريابي تان مورد تجزيه و تحليل قرار دهيد و بيان كنيد. در يكي از سمينارهايم از كيفيت كالا مثال آوردم. بايد بدانيد كه مشتري شما چه كيفيتي از كالا و خدمات شما برايش مهمتر و با ارزش‌تر است. چه كيفيتي اهميت كمتري دارد؟ آيا مي‌توان آن را طوري تغيير داد يا تعديل كرد كه رضايت مشتري را جلب كنيم؟ مي‌خواهم در اين باره فكر كنيد و هر اطلاعاتي كه در اين مورد يا موارد داريد يادداشت كنيد. مطمئن باشيد كه اين يادداشتها يكي از مهمترين سرمايه‌‌‌هاي يا دارايي‌هايي است كه در اختيار داريد.

مطمئن باشيد كه برخورداري از يك برنامه بازاريابي (Marketing Plan) صحيح كليد موفقيت شما در كسب و كاري است كه داريد. براي گام برداشتن در مسيري درست، بايد گامهايي درست برداريم و اين نيازمند دقت است. يك برنامه بازاريابي با تصميم شما و اين اقدامات اوليه آغاز مي‌شود، اما اين به همين‌جا خاتمه نمي‌يابد و تازه اول راه هستيم



تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم مهر 1391 | | نویسنده : امیر حسین |

در دنياي امروز، براي فروش بيشتر، تاثير بيشتر، جلب توجه و جذب مشتري يا حتي بازديد كننده به يك سايت اينترنتي، استفاده از كليشه هاي تبليغاتي قديمي راه گشا نيست. بايد فكر كرد، تصوير جديدي خلق كرد و در همه حال خلاقيت داشت.www.zibaweb.com          

موفق ترين و قدرتمند ترين شركت هاي توليدي و خدماتي داخل و يا خارج از كشور را كه بررسي كنيم متوجه مي شويم آنهايي گوي و ميدان را از رقبا ربوده اند كه «بيشتر فكر كرده اند»، «بيشتر تخيل كرده اند» و شايد در يك كلام «بيشتر به فكر مشتري» بوده اند تا «به فكر پول درآوردن هاي بيشتر». نكته جالب ديگر اين است كه پول دار ترين افراد و شركت ها در سرتاسر جهان، آنهايي بودند كه «آرزوي ها و افكار بزرگي» را دنبال كرده اند. شايد آنها هم در دنبال كردن «رويا ها» و «آرزوهايشان» كمي احساسي تصميم گرفته اند و از روي «احساس» اولين «گام ها» را برداشته اند. آنچه مسلم است اين است كه اكثر ما انسانها، عليرغم آنچه نشان مي دهيم، بيشتر از اينكه بخواهيم عقلايي و عاقلانه تصميم بگيريم، تصميماتمان بر اساس «احساساتمان» است. داشتن يك «احساس» خوب و عالي، از مشاهده يا تجربه چيزي، ما را بر آن مي دارد كه بار ديگر به دنبال آن چيزي برويم كه برايمان به نحوي شگفت انگيز لذت بخش بوده است. براي همين است كه «مارك» زده مي شويم و به دنبال همان «ماركها» - يا علامت هاي تجاري موفقي - مي رويم كه استفاده از آنها در گذشته احساس لذت خوبي برايمان داشته اند. افراد موفقي چون «بيل گيتس» روياي موفقي در ذهن داشته اند، تصوير موفقي از آن رويا در ذهن ساخته اند و چنان غرق و واله و شيداي آن روياي زيبا شده اند كه زندگي شان را وقف آن «رويا» كرده اند و ديده ايم كه در دستيابي به آن و رسيدن به آن چگونه موفق شده اند. «رويا هاي بزرگ» تصاوير بزرگي در ذهنمان ايجاد مي كنند و حس لذت از مشاهده يا لمس آن تصاوير محشر است كه ما را براي رسيدن به آنها تشويق و ترغيب مي كنند. روياي «بيل گيتس» اين بود كه در هر خانه اي يك كامپيوتر شخصي (Personal Computer) وجود داشته باشد، او مي دانست كه نرم افزار ها و برنامه هاي كامپيوتري قادرند زندگي انسان را متحول سازند بنابر اين چه بهتر كه كامپيوتر ها - مثل ديگر لوازم خانگي - به خانه ها راه يابند و براي بهتر شدن زندگي مورد استفاده انسانهاي قرن حاضر قرار گيرند. «بيل گيتس» به فكر پول درآوردن و يا به عبارتي «ثروتمند شدن» نبود، خودش در جايي گفته بود كه «تمام نگراني من نهارم بود، دلم مي خواست كاري كنم كه ديگر نگران نهارم نباشم.» اما با روياي بزرگي كه در سر داشت، پيش به سوي اهدافي گام برداشت كه «انسانهاي ديگري هم مي توانستند از مزاياي آن بهره مند شوند.»

«قدرتمند ترين واژه ها» مي توانند «قدرتمند ترين عبارت ها» را بيافرينند. در استراتژي هاي توليد و نيز بازاريابي، بايستي «قدرتمندترين آمال و آرزوها»، «قدرتمند ترين و موثرترين تصاوير» را خلق كرد و با استفاده از «قدرتمندترين عبارت ها»، «احساسات» مشتريان بالقوه يا بالفعل را هدف قرار داد. «عبارت هاي قدرتمند» عبارت هايي هستند كه مي توانند «احساسات مشتري يا مخاطب شما» را تحريك كنند و آنها را به سمت و سوي «اتخاذ تصميمي احساسي» سوق دهند. با اين شيوه مي توان «فروش» را بالا برد و «محصول» را در بازار (هر بازاري كه مورد توجه و مورد نظر ما است) جا انداخت.

همانطور كه گفته شد، اكثر مردم (كه به نوعي همه، مشتري محصول يا خدماتي هستند - چرا كه به آن محصول و يا خدمات نيازمندند) تصميم هايي احساسي مي گيرند. پيش دوستان و آشنايان، گاهي چنين اظهار مي كنند كه تصميم شان بر اساس يك سري مشاهدات، تجارب و يا دلايل كاملاً منطقي و عقلايي بوده است، اما همه مي دانيم كه درصد بسيار بالايي از «تصميم»ها، «احساسي» است، خصوصاً تصميم هايي كه در رابطه با «خريد» يا «استفاده از خدماتي» باشد.

مي دانم كه همه شما دوست داريد با بالا بردن «فروش» - يا حتي ترافيك سايتتان - زندگي خوبي داشته باشيد. «يك خانه راحت تر و بزرگ تر، يك اتومبيل شيك تر، مي دانم كه مي خواهيد براي همسرتان بهترين هدايا را بگيريد و وقتي كه «هديه» را به او مي دهيد، مي خواهيد آن لبخند رضايت را بر روي چهره اش ببينيد و تا ديدن آن چهره - سر از پا نمي شناسيد و شايد حتي تمام راه را دويده باشيد. وقتي كه «هديه» را به دست همسرتان مي دهيد، شور و شوق عجيبي داريد، در پوست خود نمي گنجيد، قلبتان لحظه اي آرام و قرار ندارد، كم مانده است كه اشك شوق از چشم هايتان جاري شويد، - در همان لحظه - ياد اين مقاله مي افتيد كه تابان در سايت WEBFAQT.COM برايتان نوشته بود و شما آن را وقتي كه سر كار، در دفتر يا شركتتان بوديد خوانديد، پيش خود مي گوييد: «عبارت هاي قدرتند، حال بايستي براي ايجاد يا حفظ اين ارتباط صميمانه به دنبال عبارتي قدرتمند باشم ...» به همسرتان مي گوييد: «عزيزم، جداً دوستت دارم!» - اما اين جمله كوتاه را «نمي توانيد به مشتري هايتان بگوييد، چرا كه ممكن است باعث مشكل شود. بنابر اين عبارت هاي ديگري به كار مي بريد، قدرتمند ترين آنها، موثرترين آنها است.

من مي توانم تنها ظرف يك ساعت به شما كمك كنم كه «قدرتمند ترين عبارت ها» را بسازيد، آنگاه موفقيت شما، چه بر روي اينترنت و چه خارج از آن، تضمين شده است. خيلي ساده، خيلي آسان و خيلي كم هزينه. براي «فروش» بيشتر ... «كسب درآمد» بيشتر ... پس از آن يك ساعت وقتي كه گذاشته ايد و شيوه جديدي را آموختيد، ياد لبخند شيرين همسر يا دوستان مي افتيد كه «هديه» را به او داده ايد. صداي يك موسيقي ملايم و زيبا، در خانه، دفتر كار يا اتومبيل شما، مكان مهم نيست، شما «احساسي لذت بخش» داشته ايد.



تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم مهر 1391 | | نویسنده : امیر حسین |

نیاز مشتری را بشناسید، با محصول یا خدماتی آن نیاز را به سرعت و به گونه‌ای حرفه‌ای برآورده سازید و این کار را بلافاصله به دیگران نیز یاد بدهید. خلاقیت و نوآوری را از یاد نبرید و برای هر کاری که می‌کنید دلیلی محکم و مشتری‌پسند داشته باشید. در این مقاله سعی دارم که به برخی پرسش‌های مشابه شما پاسخ بگویم.

در تهران و حدوداً در انتهای خیابان بهشتی (عباس‌آباد سابق) فروشگاهی است که در ده سال اخیر پارچه‌ای بر سر در مغازه‌اش آویخته است: «حراج! به علت تغییر شغل ...» آیا باور می‌کنید؟ آیا دیگر اعتماد می‌کنید؟ آیا این راهش است؟

ایجاد اطمینان در مشتریان احتمالی و جلب اعتماد آنان سخت‌ترین کار برای کسانی است که کالا یا خدماتی را برای عرضه در بازار دارند. می‌گویم سخت‌ترین کار است بخاطر آنکه پیش از هر اقدامی در خصوص آن، باید بسیار درباره آن فکر کرد و پس از تعیین استراتژی، تکنیک‌ها و تاکتیک‌هایی را آزمود و نهایتاً با برخورداری از یک ثبات رویه آن استراتژی را به اجرا گذاشت.

جلب اعتماد مشتری راههای مختلفی دارد و با توجه به نوع کالا یا خدماتی که ارائه می‌کنید، می توانید استراتژی‌های مختلفی را به کار برید. اما یک سری از کارها به نوع کالا یا خدماتی که ارائه می دهیم بستگی ندارد و به نوعی جزو اصول ایجاد اطمینان در مشتری و جلب اعتماد او به شمار می آید. در مقاله دیگری - که در همین بخش فارسی سایت آرشیو شده است برخی از آن اصول را برشمرده‌ام و بارها به این نیز اشاره کرده‌ام که بهترین کاسب‌های ما آن را به صورتی سنتی آموخته‌اند و خیلی سریع و حرفه‌ای به فرزندانشان این را آموخته‌اند و برای همین هم بسیار موفق بوده‌اند: اینترنت را به آنان بدهید و خواهید دید که ظرف چند هفته تجارت الکترونیک را هم رونق خواهند بخشید..

در این مقاله می خواهم تنها به یکی از راههای ایجاد اطمینان و جلب اعتماد مشتری بپردازم:

دلیل قانع کننده و مشتری پسند!
برای هر چیزی که به مشتری می‌گویید یک دلیل قانع‌کننده داشته باشید به طوری که مطمئن هستید که او حرف شما را باور می کند. برای اینکه شما پیش از اینکه بخواهید این استراتژی را در پیش بگیرید، لازم است که خیلی خوب درباره آن بیاندیشید و آن را از زوایای مختلف بسنجید و امتحان کنید. خودتان را جای مشتری بگذارید: «آیا خودم این حرف را باور می‌کنم؟» ببینید که بسادگی می‌توانید خودتان را و کلاه‌تان را قاضی کنید: «آیا من خودم این حرف را باور می‌کنم؟» با این شیوه، مطمئن باشید که اگر خودتان، حرف خودتان را باور کنید از هر لحاظ، مشتری شما نیز حرف شما را باور می‌کند و به این ترتیب شما یکی از راههای جلب اعتماد مشتری را آموخته‌اید. حال اجازه دهید که یک مثالی بیاورم: من فروشگاهی دارم که در آن می‌خواهم روی همه کالاهای آنالوگ، ۵۰ درصد تخفیف بدهم و برای این کار تا پایان ماه مهلت گذاشته‌ام، - دلیل این کار کاملاً روشن است، همه‌ی کالاهایی را که ارائه می‌کنم دارند دیجیتال می‌شوند و من باید هرچه زودتر و بیشتر جلوی ضرر را بگیرم - اما از طرف دیگر می خواهم روی برخی از انواع دوربین‌های دیجیتال هم ۵۰ درصد تخفیف بگذارم! در اینجا مشتری تعجب خواهد کرد و حس کنجکاوی‌اش به او می‌گوید لابد خراب از آب درآمده می‌خواهد از شرشان راحت شود یا اینکه از شما بپرسد چرا؟ به چه علت؟ چرا حالا؟ این مارک؟ و ... در اینجاست که شما باید دلیل قانع کننده داشته باشید و اگر حرف و پاسخ بی ربط بدهید مطمئن باشید که اعتماد مشتری‌تان را برای همیشه از دست داده‌اید. اگر بگویید که برای تغییر شغل روی این نوع اجناس دیجیتالی تخفیف می دهید و بعد چنین تغییر شغلی هیچگاه رخ ندهد، چه اتفاقی می افتد؟ اما حالتی را در نظر بگیرید که شما حقیقتاً برای این تخفیف دلیل قانع کننده دارید، شما به مشتری می گویید: «می‌دانید؟ ما در چند ماه اخیر فروش خوبی نداشته‌ایم و باید بتوانیم اجاره مکان و حقوق بچه‌ها (کارکنان) را سر ماه و به موقع پرداخت کنیم و ... ببینید که اگر فروشگاه شما پیش فروشگاههای همسایه معروف به عدم پرداخت سر ماه و به موقع حقوق کارکنانش باشد، بار دیگر اعتماد مشتری‌تان را برای همیشه از دست داده‌اید و او دیگر از شما خرید نمی کند.www.zibaweb.com

در ایران متاسفانه و معمولاً بازاریاب‌های ما و فروشندگان ما یک استراتژی بیشتر یاد نگرفته‌اند و به قول خودشان : «همین ما را کفایت می کند و بس است و بیشتر از این هم نمی خواهیم!» - ببینید این غلط است که ما بگوییم می‌خواهیم «مشتری» به ما اعتماد نکند! این مشتری نشد، که نشد، می رویم سراغ یکی دیگر! فروشندگان ما راه را به خطا می‌روند وقتی مشتری را دست کم می‌گیرند دیده اید که اکثراً درست و حسابی جواب مشتری را نمی‌دهند، یا جوابهای سربالا می دهند، دلایل الکی، بی سر و ته و بی محتوا تحویل مشتری می‌دهند و به اصطلاح مشتری را سنگ قلاب می‌کنند. بعد می‌نشینند توی مغازه‌هایشان و از نبودن مشتری و وضع بد اقتصادی و تورم و دولت و مجلس و غیره شکایت می‌کنند! و این در حالی است که آنها که رمز و رموز کار را بخوبی می‌دانند به قول خودمان آرام آرام یکی شان را دو تا می کنند و دو تایشان را چهار تا و حسابی پول در می‌آورند و پس از مدت کوتاهی می‌بینید که فروشگاهشان هی بزرگتر و بزرگتر می‌شود و شعبه‌های گوناگونی این طرف و آن طرف باز می‌کنند. در عین حال، عده‌ای چون خود را در این میدان رقابت شکست خورده می‌بینند حرف و حدیث را پشت سر اینها آغاز می‌کنند: «نه بابا فلانی پشتش محکمه به فلان شخصیت و بهمان وزیر و وکیل و ...» از اینجاست که به کار و اهمیت دادن به مشتری به عنوان یکی از عوامل موفقیت در کسب و کار، بازار شایعه و بدگویی و زیرآب زدن و چوب لای چرخ گذاشتن‌ها داغ می‌شود! www.zibaweb.com

وقتی دلیلی قانع کننده و باورکردنی داشته باشیم، مشتری هم خودش را جای فروشنده می‌گذارد و این رابطه که به مرور مستحکم شود، اعتماد مشتری جلب می‌شود و این اعتماد به باور و یقین مبدل می‌گردد. یک اشتباه می‌تواند تمام باورها را به شک و بعد بی اعتمادی مبدل کند و فروشندگان ما باید خیلی مراقب این نکته باشند.

جلب اعتماد مشتری روی اینترنت، کاری بس مشکلتر است چرا که ارتباط رو در رو نیست و شما باید از طریق کلمات و جملات و عکس‌ها و صفحات و اطلاعات و پاسخگویی به موقع به نامه‌ها و نیازها و تسهیل سفارش و تحویل فوری و نمایش توصیه‌نامه‌ها و ارائه ضمانت‌نامه‌ها این حس را در مشتری یا مشتری‌های احتمالی خود بوجود آورید.

آنچه در این مقاله کوتاه آوردم یعنی «ارائه تنها یک دلیل قانع کننده به مشتری به عنوان یکی از کلیدهای موفقیت در جلب اعتماد او» تنها یکی از راههای جلب اعتماد مشتری است، در سمینارهایم راههای بیشتری را به دوستانی که در جلساتم شرکت می‌کنند ارائه می‌دهم که موفقیت ایشان را در کسب و کارشان تضمین کرده است.



تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم مهر 1391 | | نویسنده : امیر حسین |

·          ایده را در علاقه مندی های خود بیابید. ذهن شما در زمینه هائی که به آنها علاقه دارید سریعتر و پویاتر به تفکر می پردازد. "کارآفرینان برتر به علاقه های خود پرداختند و موفق شدند." حتی خود من نیز در این مقاله مثال خود را بر مبنای علائقم زدم.

·          حوزۀ کارآفرینی خود را مشخص کنید. تعیین این حوزه دقیقاً به علاقه های شما باز می گردد. کارآفرینی سازمانی ، کارآفرینی اینترنتی (آنلاین و فن آوری اطلاعات) ، کارآفرینی کسب و کارهای کوچک ، کارآفرینی اجتماعی و ..... . از این دست حوزه ها می باشند.

·          مطالعه به همراه تفکر و تخیل را هیچ گاه فراموش نکنید. زمانی که کتاب یا مقاله مورد علاقۀ خود را می خوانید به موضوع مورد مطالعه فکر کنید و بوسیلۀ قوۀ تخیل خود آن موضوع را در ذهنتان پرورش دهید.خواندن مقالات و کتاب هائی را که با علاقه ها و استعدادهای تان منطبق هستند را فراموش نکنید. همچنین حین مطالعه به حافظه خود رجوع کنید و اگر مطلبی را مشاهده نمودید که پیش از این در جائی مشابه آن را خوانده بودید یا به عینه در عالم واقعیت دیده بودید و یا حتی به نوعی با موضوعی غیر مرتبط با آن مطلب ربط هائی در ذهن خود ایجاد کردید بیشتر به تأمل بپردازید. در این مرحله به زیبائی های ذهن خود بیشتر پی می برید و ایده ها تراوش می کنند.

·          از روش های ایجاد خلاقیت و ایده یابی استفاده کنید. این روش ها عبارت اند از : طوفان ذهنی (Brainstorming) – روش گروه اسمی (Nominal Group) – روش های الگو برداری از طبیعت (Bionics) – روش ارتباط اجباری( Forced association) – تجزیه و تحلیل مورفولوژیک (morphological analysis) – روش تفکر موازی که شامل اندیشه واسطه غیر ممکن (Intermediate-Impossibles) ، پیوند تصادفی (Random Juxtaposition) و معکوس سازی است – فن سؤالات ایده برانگیز – گردش تخیلی یا فن گوردون ( Speculative excursion)

·          صبور باشید ، ایده یک شبه به ذهن شما نمی آید. فرآیند خلاقیت مراحل خاصی را در بر می گیرد.

·        در جوامع مجازی روی اینترنت به سؤالات افراد توجه کنید. از روی آن سؤالات نیازها را شناسائی کنید از جملۀ این جوامع می توان به http://answers.yahoo.com  که برای یاهو است و یا فروم ها اشاره کرد.

·          ضروری نیست که ایده شما مشکل یا نیاز بزرگی را رفع کند. حتی رفع نیازهای کوچک نیز گاهاً باعث ایجاد کسب و کارهای بزرگی شده اند.

·          ایده هائی را که تصور می کنید ساده و غیرعملی هستند را جدی بگیرید. گاهاً با تفکر روی این نوع ایده ها ، ایده ای بهتر و پویاتر به ذهنتان خطور خواهد کرد.



تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم مهر 1391 | | نویسنده : امیر حسین |
اگر برای ثروتمند شدن جدی هستید، دانستن این پنج روش برای تان ضروری است :
- اولین روش و بهترین آن ها در طول تاریخ، داشتن یک شرکت خصوصی برای هر نوع سرمایه گذاری، از جمله معاملات املاک است. حدود ۷۴ درصد میلیونرهای خودساخته نه تنها در این نسل و این قرن، بلکه در قرن گذشته نیز شرکت خصوصی داشته اند.
- دومین منبع اصلی میلیونرهای خودساخته، موقعیت مدیران ارشد است. ۱۰ درصد میلیونرها مردان و زنانی هستند که سال های متمادی در شرکت های بزرگ کار کرده اند تا به جایگاه مدیر لرشد ارتقا پیدا کنند. آنگاه حقوق های بسیار بالا، سهام شرکت، سود سهام و پاداش های خوبی دریافت کرده اند و به دلیل نگهداری درآمدشان ثروتمند شده اند.
- سومین گروه میلیونرها شامل پزشکان، حقوقدانان، وکلا و سایر افراد متخصص و حرفه ای است. مردان و زنانی که کارشان را خیلی خوب انجام می دهند و به بالاترین جایگاه های شغلی ارتقا پیدا می کنند نهایتا درآمدهای بسیار بالا به دست می آورند. در هر حرفه ای ۵ درصد از افرادی که از نظر دانش و تخصص در صدر قرار دارند درآمدشان ۱۰ تا ۲۰ برابر بیشتر از یک فرد متوسط در همان حرفه است.
- چهارمین گروه فروشندگان و مشاوران فروش هستند. ۵ درصد میلیونرها را بهترین فروشندگان تشکیل می دهند. این افراد هرگز شرکت خصوصی تاسیس نمی کنند یا برای اخذ مدرک به دانشگاه نمی روند بلکه فقط فروشندگان خوبی برای محصولات و خدمات گوناگون هستند و در نتیجه دستمزدهای کلانی دریافت می کنند. رمز ثروتمند شدن آن ها این است که درآمدشان را عاقلانه سرمایه گذاری و آن ها را حفظ می کنند. در واقع ۹۹ درصد میلیونرهای خودساخته جزء این چهار گروه هستند: صاحبان شرکت های خصوصی: ۷۴ درصد – مدیران ارشد: ۱۰ درصد – پزشکان ، حقوقدانان و سایر افراد حرفه ای: ۱۰ درصد – فروشندگان و مشاوران فروش: ۵ درصد
- یک درصد باقیمانده از میلیونرهای خودساخته را افراد گوناگون در زمینه های مختلف تشکیل می دهند. زمینه هایی مانند اختراعات، هنرپیشگی، ورزش، تالیف کتاب، خلق موسیقی، قرعه کشی ها و وراثت. ولی همه این ها فقط یک درصد هستند. تعداد راه های میلیونر شدن به قدری فراوان است که تقریبا غیرممکن به نظر می رسد انسانی به این هدف دست نیابد، البته به شرطی که جدی باشد.


تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم مهر 1391 | | نویسنده : امیر حسین |

.: :.