تماس با من

کسب درآمد - به نظر شما با 5 میلیون تومان چه کسب و کار پر سودی رو میتوان راه اندازی کرد ؟؟؟؟

(این پست جزو نوشته های من نیست من این مطالب رو از جاهای دیگه جمع کردم و تو این پست قرار دادم چون فکر کردم هم می تونه به درد من بخوره هم شما ها)

دلالی . البته اصلا بد برداشت نکنین ها . باور کنین واردات و فروشندگی هم یه جور دلالیه . اما دلالی موفق ( اسمشو بذاریم واسطه گری که به امثال خودم هم بر نخوره ... دی: ) اینه که اطلاعات دست اول و درست داشته باشی . بدونی چی بخری ، از کجا بخری ، چه جوری بخری ، با کی ارتباط برقرار کنی تا بخری .... و به کی و کجا بفروشی ...

بهترین سیستم هم اینه که اصلا نخری ، اول بفروشی ( چکی یا قراردادی یا با حریص کردن خریدار ) و بعد بخری . اونم نه با پول بلکه با قول و قرار و وام و ...

سخته اما برای فروش با واردات دو سه میلیون کالا از خارج و حتی صادرات کمی جنس از ایران میشه شروع کرد . کم کم باید بزارین تو کار پس انداز پول بصورت املاک و زمین و همچنین سرمایه گزاری تو کارهای پر ریسک و پرسود دیگه 0 البته فقط با سود کار اولتون نه با همه ی سرمایه ) . پس انداز تو ملک هم خودش سه تا سود داره : 1 - اصل پولتون حفظ میشه و امکان سوختش نزدیک صفره ( مگر اینکه ملکتون توقیف بشه یا کسی روش دست بذاره ) 2 - تو زمان مناسبی قیمتش بالا میره و حتی اگه درست اقدام کنین چند برابر میشه 3 - میشه دوباره باهاش وام گرفت و با بهره بانکی کم ، به میزان نصف پس اندازتون که تبدیل به ملک شده ، پول ریخت تو کار و کسب ...

این سیستمیه که وقتی 17 ساله بودم از یک مولتی میلیاردر تهرانی به نام آقای قریشی یاد گرفتم و البته سالها هم تست و خطا و آموزش رو امتحان کردم . بارها زمین خوردم و از صفر شروع کردم . تا اینکه الان خدا رو شکر اول جوونی به حدی رسیده ام که خیلی از کارهای روزمره و معمولی ام برای هم سن وسالهام و حتی کسانی که 10 ، 20 سال از من بزرگترند ، آرزوست .

 

البته هنوز هم فکر می کنم باید سالها تجربه کسب کنم و خودم رو تا جایی که می تونم بالا بکشم تا بتونم به جایی که می خوام برسم و برنامه و کاری که هدف دارم انجام بدم .

البته اینم بگم که باید سه تا چیز رو فراموش نکین تا همه چیز تصاعدی جلو بره و مثل من ( خدا رو شکر ) شانس هم از در و دیوار براتون برسه : 1- آموزش و مطالعه و مطالعه و مطالعه 2 - بخشندگی ( تعریف از خود نیست ، یه قانونه . باید ببخشی تا کائنات بفهمه تو نقشی در گردش جهان داری تا بهت چند صد برابر برسونه ) 3 - درستی و راستی ( بحث پول حروم نیست اما اگه آهی پشت سرت نباشه خیلی جلو میفتی ، حالا مجسم کن وقتی پشت سرت دعا و انرژی مردم و دیگران باشه ، حتی دوست و خانواده و همکارات و مردم عادی و بدبخت ، چقدر برنده ای . )
ناراستی و کژ روی شدیدا آدم رو دنبال می کنه و بزودی به خود آدم بر می گرده . یا با خیانت دوستی چیزی یا با کلاه برداری کسی یا یه شانس بد و غیر قابل درک مثل دزدیه شدن یا غرق شدن جنسی که بیمه نیست یا هزار تا چیز دیگه ....

مثلا من به یکی از چیزهایی که افتخار می کنم اینه که وقتی 23 سالم بود با ریختن یه برنامه صادراتی ( خرده برده که ندارم ، میگم چی : روسری و لچک های ابریشمی دستباف و فوق زیبا ) هم تونستم سری تو فروشندگان خارجی بالا کنم ، هم سود خوبی بردم ( بین 60 تا 500 درصد از هر بار ، بماند که سال بعد توی یه کار دیگه ورشکست شدم و همه پولم رو از دست دادم و مجبور شدم با حساب بانکی زیر یک میلیون تومن شروع کنم ) ، و هم اینکه خدا رو شکر با فکر و تلاش من دو تا روستا تو آذربایجان که تولید کننده اصلی این محصول بودند ، جون گرفتن و شکر خدا تو 23 سالگی چند تا خانواده از فعالیت من به یه نون و نوایی رسیدن و خبر دارم که چند نفر عروس شدند و چندین نفر هم تونستن بجای سر زمین ، بروند دانشگاه . مطمئن باشین همین احساس خوب و دعای این آدمای پاک دل بارها منو از بدبختی و مشکلات باور نکردنی به شکل معجزه آسایی رها کرده که اگه بخوام براتون بشمرم از ماجرای امیرارسلان هم طولانی تر میشه .

یا همیشه افتخار می کنم که الان می تونم ماهانه به چند تا بچه بهزیستی کمک مالی بکنم و یا چند تا بچه یتیم و تک سرپرست رو حمایت کنم . هزینه ای هم نداره . با ده الی سی هزار تومن در ماه میشه یه بچه رو سرپرستی کرد .

نمی تونین باور کنین که همین الان که دارم اینا رو می نویسم احساس سربلندی می کنم و اشک تو چشمام حلقه زده .

باور کنین خدای ناکرده قصد تعریف از خود ندارم اما می خوام با گفتن داستان شخصی خودم ، شما هم باور کنین که می تونین اگه بخواین . فقط توصیه های منو فراموش نکنین .

دنیای خوبی داریم به شرطی که باور کنیم این مسوولیت ماست که این دنیا رو بسازیم . دیگه چه برسه به مملکت عزیز و مظلوم خودمون که از بچگی با شنیدن اسمش قلبم می لرزید و هنوز هم می لزره .


اگه کسی سوالی چیزی یا راهنمایی خواست با تمام وجود و در سطح تجربه یا اطلاعاتم در خدمتم .

ادیت : خداییش یه ذره هم عذاب وجدان دارم . فکر نکنین می خواستم خودمو نشون بدم یا خدای نکرده فخر بفروشم . به خدا فقط و فقط قصدم راهنمایی و مثال زدن بود . از خودم گفتم چون زندگی خودم رو بهتر می شناسم و مثالی بهتر از خودم پیدا نکردم .

کوچک همگی ( امیر )


 

تولیدی و بسته بندی خوراکی مثل خشکبار و خرما و میوه و آجیل و صادرات به اروپا یا حتی فروش محدود تو ایران خودمون ( تهران داره پر میشه اما به شهرستانها کمتر رسیده ، حتی بتونی نمایندگی پخش یکی از این محصولات رو بگیری بارت رو بستی ... مثلا برو سراغ چیپس های جدیدی که تو تهران اومده یا همین بسته های خوشگل آجیل و خشکبار که با طرح و کیفیت عالی تهرون رو برداشته . با پارتی و سفارش نمایندگی شهرستانشو بگیر و تو چند تا سوپر مارکت باکلاس پخشش کن . یه ساله برای خودت سرمایه دار شدی .

اگه مایه زیاد داری حتی فکرتو گسترش بده تا حد یه کارخونه کنسرو و کمپوت با کیفیت بالا ( میوه اش که ریخته تو ایران ) یا کنسرو چیزهایی مثل قارچ یا جوانه گندم یا چوانه ذرت و .... بزن . ( اینکار عشق من بود اما هیچوقت نه سرمایه لازم برای اینکار رو داشتم نه وقتش رو ) البته سرمایه میلیاردی می خوای ها . حالا با وام یا هر شریک یا هر کوفت و زهرمار دیگه ! دی:

دومیش هم اینه : تاسیس یه فروشگاه غذافروشی ( البته نه رستورانی یا پیتزافروشی معمولی که ریخته ) بلکه یه خوراکی جدید و دست اول تو ایران یا حداقل تو شهر خودتون . 4 تا مثال میزنم آمار دستتون بیاد :

1- یادتونه اولین کسی که اسنک رو به ایران آورد کی بود ؟ طرف الان رستوران های زنجیره ای داره . بعد شیش هفت سال با یه فروشگاه اسنک ...

2- ایستگاه تصفیه خون توی شریعتی یادتونه ؟ بعد اسمش شد شرکت آب انار محمد . تو کل ایران پخش شد .... محمد مرد اما پسراش الان تو پول غلط میزنن بزمجه ها ! دی: ....

3- داستان آیس پک رو که دیگه همگی می دونین ؟

4- رستوران های پیتزای ایتالیایی ، ساندویچ سرد (هایدا ) و .... هم موارد مشابه و موفق دیگه هستند .
۵ - پرده دوزي
اما از کجا بفهمیم چه کاری رو و چه غذایی رو شروع کنیم : الف ) از خودتون در بیارین مثل همین آب انار محمد ... ب) از شهرهای بزرگتر پیدا کنین و ببرین نمایندگی چیزی توی شهرستانها بزنین . این توصیه من به یه رفیقم بود که طرف الان با همین نکته کوچیک دو تا نمایندگی آیس پک تو اصفهان و اهواز رو گرفته و خداروشکر توپ هم تکونش نمیده نامرد رو . دی: . ( البته آدم نامرد و بی مرامی نیست ، هنوز هم هروقت می بیندم بابت این توصیه ازم تشکر می کنه و دو بار هم پول کلون بهم قرض داده بنده خدا )

ج ) اگه مسافرت خارجی رفتین که دیگه حله . چشم باز کنین اولین مزخرف خوشگل و خوشمزه ای که پیدا کردین تو تهران و شهرستانها اجرا کنین ...

من خودم پارسال که یه تور با خانواده رفته بودیم خارج ، یه چیز باحال پیدا کردم . حالا تو برنامه های رزروم مونده تا اگه بیکار شدم یا خواستم کاری تو این سبک راه بندازم تو تهران و چند تا شهر راهش بندازم . سرمایه اش هم خیلی کمه . همه اش هم بابت تبلیغات و دکوراسیون نیازه . مواد اولیه و وسایلش مفته ... ( حالا بماند (چشمک ))

این دو تا که گفتم تو برنامه های خودمم بوده و هست اما اصلا وقتشو پیدا نکردم . شما اجراش کن . یه دعا هم به اموات ما بفرست و یه انرژی مثبت هم برای خودم نثار کن


 

 بهترین راه حل استفاده از قوانین تجارت آزاد تو مناطق آزاده . مثل قشم . بخصوص که وقتی طرح خوب باشه زمین و وام و امکانات هم اونجا بهت میدن . دوم اینکه اکثر صادرات از راه دریاییه . یعنی یا به اروپا ، یا کشورهای عربی ( بخصوص امارات و بحرین و عراق ) که این صادرات دریایی هم معلومه دیگه . از قشم راحت تره .

البته این برای طرح های بزرگ تر مثل صادرات خشکبار و ... ایناست . برای طرح های کوچیک اصلا نیازی به اینهمه دوندگی و مجوز نیست . کالا که ردیف شد خیلی راحت میشه برنامه های صادراتیش رو ردیف کرد و با حمل هوایی برد کیش یا قشم و از اونجا هم با کرایه لنج عبور داد .

برای اطلاعات بیشتر می تونین یه سرچ ساده تو گوگل بزنین و مثلا عبارت قوانین مناطق آزاد تجاری یا قوانین صادراتی منتطقه آزاد قشم ( یا چابهار ) رو جستجو کنین


فقط و فقط یه نکته که تو تجارت ( بخصوص این ) از همه چیز مهم تره : اول مشتری و روش فروختن رو قطعی برنامه ریزی کنین و پیدا کنین ، بعد کار سرمایه گزاری و خرید رو انجام بدین .

خانواده ما به دلیل عدم همین نکته ساده و حساب بیش از حد روی وام های دولتی یکبار تو صادرات چای همه چیز رو از دست دادیم ( رقم خیلی خیلی بالا ) و مجبور شدم از صفر شروع کنم .

 

 

لینک اصلی این پست



تاريخ : یکشنبه بیستم بهمن 1392 | | نویسنده : امیر حسین |

.: :.